برگردان به زبان ساده
از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
بر باد بر دهد چه کنم این هوس مرا
هوش مصنوعی: دردهای زیادی دارم، اما غم دوری از دوست بیشتر از همه مرا آزار میدهد. نمیدانم باید چه کار کنم، چون این آرزو و خواسته در من وجود دارد.
آش تروش می کند اکنون هوس مرا
ای مطبخی ز لطف به فریاد رس مرا
هوش مصنوعی: حالا که هوس یک غذای ترش به سرم زده است، ای آشپز، لطفاً به کمک من بیایید و این خواستهام را برآورده کنید.
نوشم ز نان و خربزه چندانک این زمان
در سینه هیچ جا نبود یک نفس مرا
هوش مصنوعی: من از نان و خربزه میخورم، اما هماینک در دل هیچجا جایی برای یک نفس آرام ندارم.
صحن برنج پیش من افتاده و رقیب
همکاسه گشته، وه چه کنم، خرمگس مرا
هوش مصنوعی: در جلو من برنج پخش شده و رقیب من نیز در کنار من نشسته است. چه کنم که این مگس مزاحم من شده است؟
بیمار گشته ام ز تمنای گوشت باز
سیراب ماس باید و لحم فرس مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزوی نزدیک شدن به تو بیمار شدهام؛ حالا دیگر باید آب بنوشم و گوشت اسب برام کافی نیست.
از صحنک برنج برآرم دمار من
گر در جهان مدد نکند هیچ کس مرا
هوش مصنوعی: اگر چه هیچ کس در دنیا به من کمک نکند، اما من با تمام قدرت از این وضعیت سخت برمیخیزم و توان خود را نشان میدهم.
دستم کنون به کله بریان نمی رسد
از پا در آورد، چه کنم این هوس مرا
هوش مصنوعی: دست من اکنون به هدف خود نمیرسد و نمیتوانم از جایی که هستم خود را بیرون بکشم. نمیدانم چه کنم با این آرزو و خواستهام.
هر روز اگر دهند دو صد نان گرده اش
صوفی به عمر خویش نگوید که بس مرا
هوش مصنوعی: اگر هر روز به صوفی دوصد گرده نان هم بدهند، او هرگز نمیگوید که این برای من کافی است.