برگردان به زبان ساده
تا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
سوختم تا که من از عشق خبردار شدم
هوش مصنوعی: وقتی در حلقهٔ موهای تو گرفتار شدم، سوختم تا اینکه متوجه شدم که عاشق تو هستم.
من چه کردم که چنین از نظرت افتادم
چارهای کن که به لُطف تو گنهکار شدم
هوش مصنوعی: من چه اشتباهی مرتکب شدم که نظر تو نسبت به من تغییر کرده است؟ لطفی کن و راه حلی پیدا کن، زیرا به خاطر مهربانی تو دچار گناه شدم.
خواب دیدم که سر زلف تو در دستم بود
بوی عطری به مشامم زد و بیدار شدم
هوش مصنوعی: در خواب دیدم که موهای تو را در دستم دارم. بویی معطر به بینیام رسید و ناگهان بیدار شدم.
تا در آن سلسلهٔ زلف تو افتادم من
بیسبب چیست که پیش نظرت خوار شدم
هوش مصنوعی: زمانی که در زلف زیبای تو گرفتار شدم، نمیدانم چرا پیش تو بیارزش و خوار شدم.
برو ای باد صبا بر سر کویش تو بگو
که ز مهجوری تو دست و دل از کار شدم
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به سوی معشوقم برو و به او بگو که به خاطر جداییاش، قلب و روحم از کار افتاده و دلم در عذاب است.
جان به لب آمد و راز تو نگفتم به کسی
نقد جان دادم و عشق تو خریدار شدم
هوش مصنوعی: جانم به پایان رسید و هیچکس را از راز تو آگاه نکردم؛ جانم را به بهای عشق تو بخشیدم و عاشق تو شدم.