برگردان به زبان ساده
تا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
جانم به لبم آمد و، آرام گرفتم
هوش مصنوعی: وقتی که بوسهای از آن لبهای زیبا گرفتم، جانم به لبم رسید و به نوعی آرامش یافتم.
منعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمش
من انس به سرو و گل و بادام، گرفتم
هوش مصنوعی: از دیدن زیباییهای او محرومم مکن، چون من به زیباییهای سرو، گل و بادام عادت کردهام.
ساقی! بر من قصهٔ جمشید چه خوانی
جمشید منم تا به کفم جام گرفتم
هوش مصنوعی: ای ساقی! چرا برای من داستان جمشید را میگویی؟ من خود جمشید هستم و در دستانم جامی دارم.
بدنام مخوان زاهدم از عشق، که تا من
در حلقهٔ عشّاق شدم، نام گرفتم
هوش مصنوعی: از عشق، مرا بدنام نخوانید، زیرا وقتی که به جمع عاشقان پیوستم، به نامی نیک دست یافتم.
سودای خوشی دوش به آن ماه نمودم
جان دادم و یک بوسه به انعام گرفتم
هوش مصنوعی: دیشب برای خوشی و شادی، به آن ماه دل باختم و جانم را فدای او کردم و در عوض یک بوسه به عنوان پاداش دریافت کردم.