برگردان به زبان ساده
تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زد
آشیان دل صد سلسله را، برهم زد
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم نرم و ملایمی به زلفهای پیچیده و زیبای او میوزید، دل پر از عشق و احساسات را به هم ریخت و آرامش را درهم شکست.
تابش حسن تو در کعبه و بتخانه فتاد
آتش عشق تو، بر محرم و نامحرم زد
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو در کعبه و معابد دیگر درخشید و آتش عشق تو به همه، چه عابد و چه غیر عابد، رسید.
تو صنم قبلهٔ صاحب نظرانی امروز
که زنخدان تو آتش به چه زمزم زد
هوش مصنوعی: تو ای معشوقهٔ محبوب کسانی که صاحب دیدگاه هستند، امروز چهرهات در کجا قرار دارد که لبهایت آتش را در دل چه رازی فاش کرد؟
حال دلسوختهٔ عشق، کسی میداند
که به دل، زخم تو را در عوض مرهم زد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند حال دل شکستهٔ عاشق را، چرا که زخمی در دلش را با مرهمی نامناسب پوشانده است.
خجلت و شرم، به حدّیست که در مجلس دوست
آستین هم نتوان بر مژهٔ پر نم زد
هوش مصنوعی: شرم و خجالت به حدی است که حتی در جمع دوستان هم نمیتوانم اشکهای خود را wiped away کنم.