برگردان به زبان ساده
مکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
از آنکه ز آتش خود، گشتهام کباب امشب
هوش مصنوعی: ساقی، لطفاً برایم شراب بیاور، زیرا امشب به شدت از درون داغ و آتشینم و احساس سوختن میکنم.
ز بسکه شعله زند در دل من، آتش شوق
ز آتش دل خویشم در التهاب امشب
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه عشق و شوق قوی در دل من شعلهور است، امشب آتش وجودم در حال تپش و هیجان است.
به خواب دیده ام آن چشم نیم خوابش دوش
گمان مبر که رود دیده ام به خواب امشب
هوش مصنوعی: در خواب دیشب چشم نیمه باز او را دیدهام. فکر نکن که فقط در خواب دیدهام، بلکه این تصویر از خواب امشب من است.
ز دست نرگس مستش برفت دل، از کف
نگر به حال دلم از ره ثواب امشب
هوش مصنوعی: دل از دست نرگس مستش رفت و حال من را ببین که امشب به خاطر نیکی و پاداش، چه وضعیتی دارم.
شد آنکه بادهٔ پنهان کشیدمی همه عمر
بده به بانگ نی و نغمهٔ رباب امشب
هوش مصنوعی: مدتی طولانی از می و نوشیدن آن به صورت مخفی لذت بردهام. امشب میخواهم از ساز نی و نغمهٔ رباب بهرهمند شوم.
ز بسکه نقش مخالف ز دوستان دیدم
بر آن شدم که زنم نقش خود بر آب امشب
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن رفتارهای نامناسب از سوی دوستان، تصمیم گرفتم که امشب نقشه و برنامهام را طوری طراحی کنم که انگار دارم آن را روی آب میکشم.
شود خراب چو این خانه لاجرم روزی
ز سیل باده بهل تا شود خراب امشب
هوش مصنوعی: این خانه که به تماشا میرسد، روزی به خاطر طغیانی از باده و مستی خراب خواهد شد. پس بهتر است امشب را به شادی و خوشی بگذرانیم تا این ویرانی اجتنابناپذیر را فراموش کنیم.
دلم که داشت قرار اندر آن دو زلف چو شب
بود چو گوی بچوگان در اضطراب امشب
هوش مصنوعی: دل من که آرام و قرار داشت، حالا به خاطر دو زلف آن معشوق به مانند شب شلوغ و بیقرار است، درست مثل گوی که بچهها با آن بازی میکنند و در اضطراب و هیجان هستند.
صبوحی دل مده از دست، محکمش میدار
که چشم یار، بود بر سر عتاب امشب
هوش مصنوعی: دل را در دست نگیرید و آرامش آن را از دست ندهید، زیرا نگاه محبوب امشب به شما پر از خشم و سرزنش است.