دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم
ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج
نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم
من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام
گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم
هوش مصنوعی: دل خود را به زلف او میدهم و وقتی که به او وابسته شوم، مانند خضر که در دامان پریشانی است، به منزلت میرسم.