ز تاب روی تو اشکم گلاب میگردد
نظارهام عرق آفتاب میگردد
گلی در دیده دارم کز نگاهی آب میگردد
دلی در سینه دارم کز غمی خوناب میگردد
نمیدانم دلش سنگ است یا موم اینقدر دانم
که از یادش دلم سرچشمه سیماب میگردد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ز تاب روی تو اشکم گلاب میگردد
نظارهام عرق آفتاب میگردد
هوش مصنوعی: از زیبایی و درخشندگی چهره تو، اشکهایم همچون گلاب لطیف و خوشبو میشوند و زمانی که به تو نگاه میکنم، عرقی که بر چهرهام نشسته، مانند گرمای آفتاب است.