برگردان به زبان ساده
آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت
کرد پر آب یک زمان بگذاشت
هوش مصنوعی: یک نفر کوزهای پر از آب یخ برداشت و مدتی آن را کنار گذاشت.
چون هوا ز آفتاب گرمی یافت
گرمیش بر وجود کوزه بتافت
هوش مصنوعی: وقتی هوا از گرمای آفتاب گرم شد، این گرما بر وجود کوزه تابید و بر آن تأثیر گذاشت.
آب شد برف و کوزه شد با آب
اسم و رسم از میانه شد دریاب
هوش مصنوعی: برف به آب تبدیل شد و کوزه پر از آب گردید، از میان نام و نشانی باقی نماند، پس دریاب و متوجه باش.
اول ما چو آخر ما شد
قطره دریاست چون به دریا شد
هوش مصنوعی: در ابتدا، ما به شکل قطرهای از دریا بودیم، اما زمانی که به دریا پیوستیم، تبدیل به همان دریا شدیم.
قطر و بحر و موج و جو آبند
عین ما را به عین ما یابند
هوش مصنوعی: اندازه و وسعت دریا و موج و جو نیز به همین صورت وجود دارند و ما را درک میکنند.
نقد گنجینه ای قدم مائیم
گرچه موجیم عین دریائیم
هوش مصنوعی: ما مانند گنجینهای با ارزش هستیم، اگرچه ظاهر ما شاید ناپایدار و شبیه به امواج دریا به نظر برسد، اما در واقعیت عمیق و با محتوا هستیم.
آب در هر قدح که جا گیرد
در زمان رنگ آن انا گیرد
هوش مصنوعی: آب در هر ظرفی که قرار بگیرد، به رنگ آن ظرف در میآید.
گر نه آبست اصل گوهر چیست
جوهر گوهر منور چیست
هوش مصنوعی: اگر اصل و ریشهای در کار نباشد، پس ارزش و جوهر واقعی چیست؟ چگونه میتوان درخشش و نور ذاتی را درک کرد؟
همه عالم چو گوهری دریاب
عین او بین و جوهری دریاب
هوش مصنوعی: همه دنیا را مانند یک گوهر با ارزش بشناس و وجود او را به چشم یک گوهر منحصر به فرد ببین.
چیست عالم به نزد درویشان
پرده دار حقیقت ایشان
هوش مصنوعی: عالم در برابر درویشان، تنها یک پرده از حقیقتهای آنها را میبیند و از عمق معنای واقعیشان بیخبر است.
آن حقیقت که اول همه اوست
صورتش عالمست و معنی دوست
هوش مصنوعی: حقیقتی که از آغاز وجود دارد، ظاهری دارد که همان جهان است و باطنی که دوستی را معنا میبخشد.
گنج و گنجینه و طلسم نگر
صفت و ذات بین و اسم نگر
هوش مصنوعی: به ارزشها و منابع واقعی توجه کن و فقط به ظواهر و نامها بسنده نکن.