برگردان به زبان ساده
پریشان کرد حال من سر زلف پریشانش
بر افکن زلف از عارض شب من روز گردانش
هوش مصنوعی: حالت مرا به هم ریخته و پریشان کرده است، زیبایی و موهای آشفتهاش را بر چهرهام افکنده است. او با زلفهایش روز را به شب مبدل کرده است.
چه خوش درد دلی دارم که هر درمان فدای او
به جان این درد می جویم نخواهم کرد درمانش
هوش مصنوعی: من دردی دارم که خیلی عزیز است و به خاطر او حاضر هستم هرگونه درمانی را کنار بگذارم. احساس میکنم حتی نمیخواهم که این درد را درمان کنم.
دلم گنجینهٔ عشق است و نقدگنج او در وی
اگر گنج خوشی جوئی بجو در کنج ویرانش
هوش مصنوعی: دل من مکانی پر از عشق است و ارزش واقعی آن در درونش نهفته است. اگر به دنبال خوشبختی هستی، باید به عمق ویرانی آن نگاه کنی.
اگر در مجلس رندان زمانی فرصتی یابی
ز ذوق این شعر مستانه درآن مجلس فروخوانش
هوش مصنوعی: اگر در جمع دوستان خوشگذران فرصتی پیدا کردی، این شعر شاداب و شگفتانگیز را در آنجا بخوان.
اگر زاهد ز مخموری نخواهد نعمت الله را
به جان جملهٔ رندان که می خواهند رندانش
هوش مصنوعی: اگر زاهد از شادی و میخواری دست بکشد، نمیتواند نعمتهای خداوند را درک کند. در عوض، این شادی و خوشی برای کسانی که به دنبال خوشبختی هستند، لازم و ضروری است.