برگردان به زبان ساده
سوختم بر آتش دل عود خویش
یافتم از خویشتن مقصود خویش
هوش مصنوعی: دل من مانند چوب عودی است که در آتش میسوزد و از این سوختن، به هدف و معنی واقعی زندگیام پی میبرم.
من ایاز حضرتم اما به عشق
او ایازست و منم محمود خویش
هوش مصنوعی: من ایاز خدمتگزار او هستم، اما عشق او مرا ایاز کرده و من نیز محمود خودم هستم.
تا نشستم بر سر کوی غمش
ساکنم در جنت موعود خویش
هوش مصنوعی: زمانی که در کنار کوی محبوبم نشستم، احساس کردم که در بهشت آرزوهایم قرار دارم.
بود من در بود او نابود شد
فارغم از بود و از نابود خویش
هوش مصنوعی: وجود من در حضور او محو شد و از بودن و نابودی خود فارغ گشتم.
دیده ام جانان جان عالمی
در میان جان غم فرسود خویش
هوش مصنوعی: در میان احساسات و غمهای خود، فردی را دیدهام که جان و روح تمام انسانها را به دست دارد.
تا مرا بخشید حق نور وجود
واقفم از واجد و موجود خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرا بخشش نیک فرجام از وجود خودت نصیب میکنی، من به خوبی از آنچه دارم و از آنچه وجود دارد، آگاه هستم.
جان مقبولم قبولش اوفتاد
دلخوشم از طالع مسعود خویش
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه محبوب و مورد قبولم، خوشحالم و از سرنوشت خوب خود راضی هستم.
ز آفتاب مهر رویش دیده ام
نور عالم سایهٔ ممدود خویش
هوش مصنوعی: به خاطر تابش خورشید زیبایی او، نور دنیا را در چهرهاش مشاهده کردهام و سایهاش همیشه بر من گسترده است.
عارف دل در برم رقصان شده
ز استماع نغمهٔ داود خویش
هوش مصنوعی: عاشق من با شنیدن نغمههای دلنوازش به وجد آمده و در دلم به رقص در آمده است.
عاشق و میخانه و صوفی و زهد
هر کسی و عادت معهود خویش
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی زندگی و باورهای خاص خود اهمیت میدهد؛ برخی به عشق و میخانه روی میآورند، در حالی که دیگران به تصوف و زهد توجه دارند. هر کدام از این افراد بر اساس عادات و سنتهای خود مسیر زندگیاشان را انتخاب میکنند.
سید از هستی خود چون نیست شد
ایمن آمد از زیان و سود خویش
هوش مصنوعی: سید با از دست دادن وجود خود، از خطرات و نفع و ضررهای زندگی در امان شد.