برگردان به زبان ساده
دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
گوش قولی چو کلامت نشنیده هرگز
هوش مصنوعی: چشمی هرگز تصویری مانند تصویر تو را ندیده است و گوشی هیچ کلامی به زیبایی کلام تو را نشنیده است.
سالها باد صبا بر سر کویت گردید
به سراپردهٔ وصلت نرسیده هرگز
هوش مصنوعی: سالهاست که نسیم صبحگاهی بر سر کوی تو میوزد، اما هیچگاه به خیمهی وصالت نرسیده است.
گرچه نقاش بسی نقش کند صورتها
همچو تو صورت خوبی نکشیده هرگز
هوش مصنوعی: هرچند هنرمند زیادی وجود دارند که چهرهها را به زیبایی نقاشی میکنند، اما هرگز نتوانستهاند چهرهای چون تو را به خوبی تصویر کنند.
عاشق مست ، مدام این می ما می نوشد
عقل یک جرعه ازین می نچشیده هرگز
هوش مصنوعی: عشاقی که شیدا و سرمست هستند، دائما از این شراب مینوشند، در حالی که عقل هیچ وقت طعم حتی یک قطره از این شراب را نچشیده است.
دوش تا روز رسیدم به مراد دل خویش
بر کسی صبح چنین خوش ندمیده هرگز
هوش مصنوعی: شب گذشته تا صبح به آرزوی دلم رسیدم و هیچ کس تا به حال صبحی اینگونه خوش را تجربه نکرده است.
چشم ما روشن از آنست که رویش دیده
در چنین دور چنان دیده که دیده هرگز
هوش مصنوعی: چشم ما به خاطر تماشای چهرهاش روشن است، چهرهای که در این دور و زمانه دیده شده و دیدنش برای ما بینظیر است.
نفس سید ما جان به جهان می بخشد
به از این هیچ هوائی نوزیده هرگز
هوش مصنوعی: نفس آقا و سید ما روح را به دنیا میدهد و هیچ هوای تازهای هرگز به این برتری نمیرسد.