برگردان به زبان ساده
گرفته عشق او دستم دگر بار
ز دست عقل وارستم دگر بار
هوش مصنوعی: عشق او دوباره مرا از چنگال عقل آزاد کرده و به من اجازه داده است تا احساسات واقعی خود را درک کنم.
به صد دستان گرفتم دست ساقی
بزن دستی که زان رستم دگر بار
هوش مصنوعی: با چندین دست، دست ساقی را گرفتم؛ بزن دستت که مانند رستم، دوباره برگردم.
به عشق چشم مست می فروشش
به حمدلله که سرمستم دگر بار
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق به چشمان جذاب او، خود را completely غرق شادی و سرور مییابم و از این بابت شکرگزارم که دوباره احساس سر مستی و خوشبختی را تجربه میکنم.
ببستم بر میان زنار زلفش
چو زلفش توبه بشکستم دگر بار
هوش مصنوعی: من زلفش را مانند زناری به دور خود بستم و وقتی که گسسته شد، دوباره به آن تن دادم.
چو دانستم که غیر او دگر نیست
ز غیرت غیر نپرستم دگر بار
هوش مصنوعی: زمانی که فهمیدم که هیچ چیزی جز عشق او وجود ندارد، دیگر به هیچ چیز غیر او احترام قائل نخواهم شد.
مرا گر هست هستی هستی اوست
ز خود فانی به او هستم دگر بار
هوش مصنوعی: اگر وجودی در من هست، آن وجود، وجود اوست. من از خودم فرار رفتهام و اکنون دوباره از او هستم.
روان برخواستم از یار و اغیار
خوشی با یار بنشستم دگر بار
هوش مصنوعی: از معشوق و دیگران جدا شدم و به خوشی در کنار یار نشستم و دوباره به آن لحظات لذتبخش بازگشتم.
به سرمستی لبش را بوسه دادم
لب خود را از آن خستم دگر بار
هوش مصنوعی: با شوق و ذوق، لب او را بوسیدم، اما حالا دیگر از این کار خسته شدهام و تمایلی به تکرار آن ندارم.
به کنج صومعه در بند بودم
شکستم بند را جستم دگر بار
هوش مصنوعی: در گوشهای از صومعه به بند و محدودهای دچار بودم، اما اکنون آزاد شدهام و در جستجوی چیزی جدید و تازه هستم.
ز خود بگسستم و پیوست گشتم
از آن گویم که پیوستم دگر بار
هوش مصنوعی: از خود جدا شدم و دوباره به چیزی وصل شدم، به خاطر همین میگویم که دوباره متصل شدم.
حریف سید سرمست اویم
ز جام عشق او مستم دگر بار
هوش مصنوعی: من در تسلط او شدم و از نوشیدن عشق او سرمست هستم، دوباره.