برگردان به زبان ساده
از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
دست گیرید و مرا مست به میخانه برید
هوش مصنوعی: با لطف و محبت جان عزیزم، دستان محبتآمیزت را بر جانم بگذار و مرا با حالتی سرمست به میخانه ببر.
دل چو شمع است که در مجلس جان می سوزد
خبر سوختگان را بر پروانه برید
هوش مصنوعی: دل همانند شمعی است که در محفل زندگی میسوزد و در عین حال، خبر سوختن دیگران را به پروانهها منتقل میکند.
آشنایان همه جمعند و حریفان سرمست
حیف باشد که چنین مژده به بیگانه برید
هوش مصنوعی: همه آشنایان دور هم جمع هستند و دوستان پرشور قرار دارند. حیف است که چنین خبر خوشی را به دشمنان و بیگانگان بدهند.
گنج عشقست که در کنج دل ویرانست
نقد گنجنیهٔ ما از دل ویرانه برید
هوش مصنوعی: عشق مانند گنجی ارزشمند در دل ویران ما پنهان است و ما باید از این دل ویران، آن گنج را به دست آوریم.
عاقل آنست که دیوانهٔ عشق است چو ما
سخن عاقل دیوانه به دیوانه برید
هوش مصنوعی: عاقل کسی است که مانند ما عاشق باشد و سخن عاقلانه را با دیوانگان بگوید.
دل مردان خدا هر که برد خوش باشد
گو بیائید و برید آن دل و مردانه برید
هوش مصنوعی: دلهای مردان خدا را هر که تسخیر کند، خوشحال خواهد بود. پس بیایید و آن دل را بگیرید و با شجاعت آن را از خود به دست آورید.
گوشهٔ خلوت میخانه مقامی امن است
نعمت الله بگیرید و به آن خانه برید
هوش مصنوعی: در یک جای آرام و دور از هیاهو، میتوان به راحتی و با آرامش زندگی کرد. از نعمات الهی بهرهمند شوید و به آن مکان خوشایند بروید.