برگردان به زبان ساده
آفتاب از رخ نقاب مه گشود
شب گذشت و روز روشن رو نمود
هوش مصنوعی: خورشید از پشت پردهی ماه نمایان شد و شب به پایان رسید و روز روشن خودش را نشان داد.
شد منور عالمی از نور او
یک ستاره گوئیا هرگز نبود
هوش مصنوعی: یک جهان به نور او روشن شد، گویی که هرگز چنین ستارهای وجود نداشت.
هر چه موجود است از نور ویست
خود کجا موجود باشد بی وجود
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، از نور اوست. پس چگونه ممکن است چیزی بدون وجود او پایدار باشد؟
خانقاه و صومعه در بسته شد
چون در میخانه ساقی برگشود
هوش مصنوعی: با بسته شدن خانقاهها و صومعهها، روحانیت و عبادتهای سنتی به پایان رسید و زمانی که در میخانه باز شد و ساقی نوشیدنی را ارائه داد، فضای جدیدی برای لذت و آزادی ایجاد شد.
آتش عشقش دل ما را بسوخت
سوخت درد عشق او جانم چه عود
هوش مصنوعی: عشق او دل ما را به آتش کشید و سوخت، و این درد عشق او جانم را نیز مورد آزار قرار داد.
گفتهٔ مستانهٔ ما قول اوست
عاشقانه این سخن باید شنود
هوش مصنوعی: گفتههای سرمستی ما نشانهای از عشق اوست و این صحبت را باید با دقت گوش داد.
نعمت اللهی و از خود بی خبر
قدر این نعمت نمی دانی چه سود
هوش مصنوعی: نمیدانی که نعمتهای الهی چقدر باارزشاند و از آنها غافل هستی، در حالی که بهرهبردن از این نعمتها ضروری است.