برگردان به زبان ساده
سنبل زلف او پریشان شد
حال جمعی نکو پریشان شد
هوش مصنوعی: زلفهای او به شکل گیاه سنبل در آمده و به هم ریخته است، و این باعث شده که حال بسیاری از خوبان و نیکوکاران دچار آشفتگی شود.
باد با زلف او دمی دم زد
زلف او هم بر او پریشان شد
هوش مصنوعی: باد با زلف او بازی کرد و زلفش را در هم ریخت.
جمع بودیم از پریشانی
جمع ما مو به مو پریشان شد
هوش مصنوعی: ما در یکدیگر جمع بودیم و از مشکلات و نگرانیهایمان پریشان و آشفتگی حاکم بود.
گفت و گو در میان ما آمد
قصه از گفتگو پریشان شد
هوش مصنوعی: در گفت و گوی ما، داستانی رخ داد که باعث شد صحبتهایمان دچار آشفتگی شود.
آن چنان جمع و این چنین جمعی
من ندانم که چون پریشان شد
هوش مصنوعی: من نمیدانم چطور ممکن است که همچین گروهی با این نظم و ترتیب، دچار آشفتگی و بینظمی شوند.
زلف او مجمع دل ما بود
گرچه از ما و تو پریشان شد
هوش مصنوعی: موهای او برای دل ما مانند یک گنجینه بود، هرچند که به خاطر ما و تو به هم ریخته و آشفته شده است.
نعمت الله به عشق زلف نگار
آمد و سو به سو پریشان شد
هوش مصنوعی: نعمت اله به خاطر عشق به موهای محبوبش، در حالت گیجی و شیدایی به این سو و آن سو میگردد.