برگردان به زبان ساده
مطرب عشق ساز ما بنواخت
به نوا جان بینوا بنواخت
هوش مصنوعی: موسیقیدان عشق نوا را برای ما نواخت و جان بینوای ما را هم به این نوا آشنا کرد.
در خرابات ساقی سرمست
درد ما را به صد دوا بنواخت
هوش مصنوعی: در میخانه، ساقی با حالتی خوش و سرمستی، به درد و غم ما رسیدگی کرد و با انواع درمانها و چارهها ما را دلجویی کرد.
گرچه بنواخت جان عالم را
پادشاه است و این گدا بنواخت
هوش مصنوعی: هرچند که پادشاه یعنی شخص مهم و معتبر به جان و زندگی انسانها احترام میگذارد، اما در این میان، انسان فقیر نیز توجه و محبت را دریافت کرده است.
می نوازد به لطف عالم را
دل این خسته بارها بنواخت
هوش مصنوعی: دل خستهام بارها به لطف و محبت عالم نوازش شده است.
مبتلای بلای او بودم
چاره ای کرد و مبتلا بنواخت
هوش مصنوعی: من به بیماری عشق او دچار بودم، اما او دلسوزی کرد و به من محبت نشان داد.
شاهد غیر در سرای وجود
به نهان خاطر مرا بنواخت
هوش مصنوعی: در دنیای وجود، کسی غیر از معشوق در دل من به آرامی نوازش کرد.
شهرتی یافت در جهان که به عشق
نعمت الله را خدا بنواخت
هوش مصنوعی: در دنیا شهرتی به دست آورد که به عشق، نعمت الهی را خداوند به او عطا کرد.