برگردان به زبان ساده
صحبت جانان من مجلس روحانی است
مفرش خاک درش مسند سلطانی است
هوش مصنوعی: گفتوگو با محبوب من همچون نشستی روحانی است که فرش آن از خاک بوده و همچون سلطنتی باشکوه است.
لایق هر عاشقی نیست غم عشق او
شادی جان کسی کو به غم ارزانی است
هوش مصنوعی: غم عشق و حال دل عاشق، برای هر کسی مناسب نیست. شادی و آرامش به کسی میرسد که بتواند غم را با ارزش بشمارد.
مایهٔ دکان جان درد دل است ای عزیز
حاصل سودای عشق بی سر و سامانی است
هوش مصنوعی: عزیزم، محتوای اصلی زندگی و صفای روح، درد و دل است. نتیجهٔ عشق، بیقراری و بینظمی است.
شهر وجودم تمام بندهٔ فرمان اوست
جملهٔ اقلیم دل مملکت جانی است
هوش مصنوعی: تمام وجود من تحت فرمان اوست و دل من مانند سرزمینی است که جانم را در خود جای داده است.
کفر سر زلف او رونق ایمان من
رونق ایمان ز کفر این چه مسلمانی است
هوش مصنوعی: زیبایی و جذبهی موهای او باعث شکوفایی ایمان من شده است. حالا با این اوصاف، این کفر و ناپاکی چه نوع اسلامی را برای من به همراه دارد؟
لیلی صاحب نظر واله و مجنون او
عاقلی و عشق او غایت نادانی است
هوش مصنوعی: لیلی فردی دانا و با شعور است، در حالی که مجنون او کسی است که در عشق به او دیوانه و بیخود شده است. این عشق باعث شده که مجنون به عرش نادانی و جهل برسد.
دوش درآمد ز در دلبر سرمست و گفت
عاشق یکتای من سید بی ثانی است
هوش مصنوعی: شب گذشته، عشق من با حال خوشی وارد شد و گفت: عاشق من، سید بینظیر است.