برگردان به زبان ساده
اندر این دل غیر دلبر هست نیست
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست
هوش مصنوعی: در این دل غیر از عشق محبوب هیچ چیز دیگری وجود ندارد و هیچ چیزی از این میخانه دلانگیزتر نیست.
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست
هوش مصنوعی: مجلس عشق برپاست و ما در حال سرمستی و غرق در حال و هوای آن هستیم. ای برادر، در این مکان، نشانهای از عقل و فکر وجود ندارد.
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست
هوش مصنوعی: ما در این دنیا که فانی است و گذرا قرار گرفتهایم، و در این حال، حتی اگر ظاهراً مقام و بزرگی داشته باشیم، در واقع هیچ چیز ثابت و واقعی نیست.
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست
هوش مصنوعی: عشق مانند یک پادشاه است که دلها را به تصرف در میآورد و همچون او در دل و در آغوش انسانها حضور دارد، اما در عین حال هیچگونه موجودیتی در دنیا ندارد.
غیر آن یکتای بی همتا دگر
بر سریر هفت کشور هست نیست
هوش مصنوعی: جز آن یکتای بینظیر، کسی دیگر بر تخت هفت کشور وجود ندارد.
این چنین قول خوش مستانه ای
بازگو در هیچ دفتر هست نیست
هوش مصنوعی: اینگونه سخنان شیرین و شاداب، در هیچ نوشتهای نیامده است.
سید ما ساقی سرمست ماست
همچو او ساقی دیگر هست نیست
هوش مصنوعی: سید ما، که همان ساقی ماست، باعث سرمستی ما شده است و مانند او، ساقی دیگری وجود ندارد.