غزل شمارهٔ ۱۵۵۵
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۱۵۵۵
هر زمانی بر آهکی گروی
گوئیا پیش نفس در گروی
با تو مطلوب تو است همخانه
چون گدایان به هر دری چه روی
تخم نیکی بکار و بد برادر
نیک و بد هر چه کاری آن دروی
مرد باید که مرد راه بود
خواه مصری شمار و خواه هروی
در طریقت رفیق سید باش
گر بدین رسول می گروی
غزل شمارهٔ ۱۵۵۴: دل به دریا ده که تا دریا شوی
غزل شمارهٔ ۱۵۵۶: ای عشق بیا که خوش بلائی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر زمانی بر آهکی گروی
گوئیا پیش نفس در گروی
هوش مصنوعی: هر لحظه که بر خاک نرم و سست بیفتی، گویی به افکار خود تسلیم شدهای.
با تو مطلوب تو است همخانه
چون گدایان به هر دری چه روی
هوش مصنوعی: زندگی در کنار تو برایم آرزویی است، مانند گدایانی که هر روز به درهای مختلف میروند و امید دارند که چیزی به دست آورند.
تخم نیکی بکار و بد برادر
نیک و بد هر چه کاری آن دروی
هوش مصنوعی: نیکی را بکشت و بدی را کنار بگذار. هر چه که میکنی، همان پاداش را خواهید گرفت.
مرد باید که مرد راه بود
خواه مصری شمار و خواه هروی
هوش مصنوعی: مرد باید کسی باشد که در مسیر درست گام بردارد، چه اهل مصر باشد و چه اهل هرات.
در طریقت رفیق سید باش
گر بدین رسول می گروی
هوش مصنوعی: در مسیر سیر و سلوک، همنشین با شخصی بزرگوار و مقامدار باش، اگر واقعا به این پیامبر ایمان داری.