غزل شمارهٔ ۱۳۵۸
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۱۳۵۸
جان عاشق نجوید الا هو
دل عاشق نپوید الا هو
غنچهٔ شاخ گلشن لاهوت
هیچ بلبل نبوید الا هو
منی ما به آب رحمت خویش
هیچ راحِم نشوید الا هو
من کیم تا زبان من گوید
سخن از من نگوید الا هو
مست عاشق نخواهد الا دوست
نعمت الله نگوید الا هو
غزل شمارهٔ ۱۳۵۷: برو ای عقل بس محال مگو
غزل شمارهٔ ۱۳۵۹: به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید رو
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان عاشق نجوید الا هو
دل عاشق نپوید الا هو
هوش مصنوعی: جان عاشق تنها چیزی که میطلبد، اوست و دل عاشق جز او به دنبال هیچ چیز دیگری نیست.
غنچهٔ شاخ گلشن لاهوت
هیچ بلبل نبوید الا هو
هوش مصنوعی: هیچ بلبل نمیتواند غنچهٔ شاخ گلستان آسمانی را بشکفاند جز خود او.
منی ما به آب رحمت خویش
هیچ راحِم نشوید الا هو
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز خداوند به خاطر رحمتش نمیتواند در من اثر بگذارد.
من کیم تا زبان من گوید
سخن از من نگوید الا هو
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که زبانم دربارهام سخن بگوید؟ جز آنکه خودم این کار را انجام دهم.
مست عاشق نخواهد الا دوست
نعمت الله نگوید الا هو
هوش مصنوعی: عاشق واقعی تنها دوستش را میخواهد و دلخوشیاش به هیچ چیز جز او نیست.