برگردان به زبان ساده
گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم
سر در قدمش باخته جان را بسپاریم
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید، دامن محبوب را نمیگذاریم و تمام وجود خود را در پای او میگذاریم.
خیزید که تا گرد خرابات برآئیم
باشد که دمی جام شرابی به کف آریم
هوش مصنوعی: برخیزید تا به میخانه برویم، شاید فرصتی دست دهد تا جامی شراب بنوشیم.
گر یک نفسی فوت شود بی می و ساقی
ما آن نفس از عمر عزیزش نشماریم
هوش مصنوعی: اگر کسی در حین نوشیدن شراب و لذت بردن از آن بمیرد، ما آن لحظه را به حساب عمر گرانبهای او نخواهیم آورد.
عشقش نه نگاریست که بر دست توان بست
آن نقش خیالی است که بر دیده نگاریم
هوش مصنوعی: عشق او چیزی نیست که بتوان به راحتی به آن دست یافت؛ بلکه مانند تصویری خیالانگیز است که فقط در ذهن میتوان آن را تصور کرد.
درگوشهٔ میخانه حریفان همه جمعند
گر باده ننوشیم در اینجا به چه کاریم
هوش مصنوعی: در گوشهٔ میخانه، دوستان دور هم جمع شدهاند. اگر ما در اینجا شراب نخوریم، پس هدفمان چیست؟
ای واعظ مخمور مده پند به مستان
ما مذهب خود را به حکایت نگذاریم
هوش مصنوعی: ای واعظ مست، نصیحتهای خود را به کسانی که در حال شادی و خوشگذرانی هستند نده. ما دین و عقیده خود را با داستانها و حکایتها تحت تأثیر قرار نمیدهیم.
آن عهد که با سید سرمست ببستیم
تا روز قیامت به همان عهد و قراریم
هوش مصنوعی: ما آن پیمانی که با سید خوشحال بستیم را تا روز قیامت حفظ میکنیم و به آن وفادار خواهیم بود.