برگردان به زبان ساده
مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم
رندانه در قدم قدمی از عدم زدیم
هوش مصنوعی: با حالتی شاداب و سرمست، زیبایی و مفهوم را به هم فریدیم و به طور زیرکانه در هر قدمی که برداشتم، از وجود نامرئی و بیهویتی عبور کردیم.
ما را مسلم است دم از نیستی زدن
کز هستی وجود رقم بر عدم زدیم
هوش مصنوعی: ما به خوبی میدانیم که صحبت از عدم و نیستی کردن، نتیجهای ندارد؛ چرا که ما با وجود خود، نشانهای بر بیوجودی و عدم قرار دادهایم.
پروانه وار کاغذ تن را بسوختیم
وز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم
هوش مصنوعی: ما مانند پروانهها جان و تن خود را به عشق و روشنایی سپردیم و از شمع عشق، شعلهای در دل نوشتنمان افروختیم.
گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیم
منصور وار بر سر داری علم زدیم
هوش مصنوعی: ما گفتیم "خود حق هستیم" و دانشمندی حاضر شد. همچون منصور، در بالای دار علم خود را به نمایش گذاشتیم.
ما عارفان سرخوش دلشاد عاشقیم
مستیم و لاابالی و غم را به هم زدیم
هوش مصنوعی: ما عاشقانی خوشدل و سرزنده هستیم، سرشار از شوق و آزادگی، و غم را از زندگیمان رفتهایم.
با جام می مدام حریفانه همدمیم
مستانه زان مدام ز میخانه دم زدیم
هوش مصنوعی: ما همیشه با همدیگر در حال نوشیدن و جشن گرفتن هستیم و از شادی و شور ناشی از میخانه به یکدیگر مژده میدهیم.
در دیده روی ساقی و بر دست جام می
شادی روی سید خود جام جم زدیم
هوش مصنوعی: در چشم من زیبایی ساقی و در دستم جام می است. به شادی به سید خود، جام جم را نوشیدیم.