برگردان به زبان ساده
درد دل آمد که درمانت منم
سوز جان آمد که جانانت منم
هوش مصنوعی: درد و غم را به من بگو که من به دنبال درمان تو هستم، آتش درونم شعلهور شده و من خود جان تو هستم.
چشم مست آمد که دینت می برم
کفر زلف آمد که ایمانت منم
هوش مصنوعی: چشم افسونگر تو مرا از دین و ایمان بینیاز میکند و زلفهای تو به جای ایمان، مرا به سمت کفر سوق میدهد.
شد پریشان زلف او بر روی او
گفت مجموع پریشانت منم
هوش مصنوعی: زلفهای پریشان او بر چهرهاش نمایان شده و میگوید: من همان کسی هستم که مجموع پریشانیهای تو را در دلم دارم.
پادشاهی با گدای خویش گفت
نقد گنج کنج ویرانت منم
هوش مصنوعی: یک پادشاه به گدای خود گفت: من همان گنجی هستم که در ویرانهها پنهان شده است.
مطرب عشاق می گوید به ساز
بلبل مست گلستانت منم
هوش مصنوعی: خواننده عاشقانه میگوید: من همان بلبل سرمست هستم که در باغ تو مینوازم.
ساقی سرمست جام می به دست
آمده یعنی که مهمانت منم
هوش مصنوعی: ساقی خوشحال و سرخوش، با جام می در دست به من نزدیک شده و به من میگوید که من مهمان تو هستم.
گفتمش سید غلام عشق تو است
گفت هستی بنده ، سلطانت منم
هوش مصنوعی: به او گفتم که من بنده عشق تو هستم. او پاسخ داد که من صاحب و سلطنت دارم و تو فقط بنده من هستی.