برگردان به زبان ساده
در مجمر عشق سوخت عودم
آتش شدم و نماند دودم
هوش مصنوعی: در آتش عشق، تمام وجودم را فدای عشق کردم و دیگر هیچ چیز از من باقی نمانده است.
از دیدن غیر دیده بستم
تا دیده به روی او گشودم
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم به زیبایی و حقیقت معشوق بنگرم، چشم خود را از دیدن دیگران بستهام.
چون سایه به آفتاب بنمود
شخصی بودم دو می نمودم
هوش مصنوعی: شخصی مانند سایه در برابر آفتاب ظاهر میشود و به خاطر او دوگانگی و تفاوتهایی را نشان میدهد.
چون قطره به بحر عشق پیوست
اکنون چه زیان بود چه سودم
هوش مصنوعی: وقتی که یک قطره به دریا عشق ملحق شد، حالا برای من مهم نیست که چه ضرری میکنم یا چه منفعتی میبرم.
خود دیدم و خود نمودم ای دوست
خود گفتم و باز خود شنودم
هوش مصنوعی: من خودم را دیدم و به خودم نشان دادم، ای دوست؛ خودم با خودم صحبت کردم و دوباره خودم را شنیدم.
آن دم که نبود بود عالم
در خلوت خاص عشق بودم
هوش مصنوعی: در زمانی که هیچ چیزی وجود نداشت و جهان در سکوت عاشقانهای بود، من در آنجا حضور داشتم.
دیدم دو جهان خیال سید
تا زنگ ز آینه زدودم
هوش مصنوعی: دیدم که در دنیای خیال، چه زیباییهایی وجود دارد و برای از بین بردن غبار از آینه آن، تلاش کردم.