برگردان به زبان ساده
چو دل چوگان زلفت در نظر دید
پریشان گشت و حال خود دگر دید
هوش مصنوعی: وقتی دل، که مانند چوب چوگان است، زلفهای تو را دید، پریشان و آشفته شد و حال خود را تغییر یافته احساس کرد.
غمت صد رخنه در جان کرد ما را
مگر دیوار ما کوتاهتر دید
هوش مصنوعی: غم تو در وجود ما نفوذ کرده و ما را بسیار متاثر ساخته است، شاید به این دلیل باشد که ما به اندازه کافی قوی نیستیم و دیوار روحیمان ضعیفتر از آن است که بتواند این بار را بر دوش بکشد.
ترا در رهگذر ناگاه دیدم
دلم چندین بلا زان رهگذر دید
هوش مصنوعی: ناگهان تو را در راه دیدم و دلم از آن لحظه با مشکلات و رنجهای زیادی روبهرو شد.
دل از کویت نگردد گرد کعبه
که گر دید آبرو، زین خاک در دید
هوش مصنوعی: دل از درگاه تو منحرف نمیشود، حتی اگر به کعبه برود؛ چون اگر کسی به تو نگاهی بیفکند، در این خاک احساس عزت و آبرو خواهد کرد.
صبا از چین زلفت شمه ای گفت
وز این غم نافه را خون در جگر دید
هوش مصنوعی: نسیم بادی از چین زلف تو بویی را به من رساند و من در دل خود، غم و heartbreak این غم را حس کردم.
دلم زین بوستان با خار از آن ساخت
که از گل بوی کردن دردسر دید
هوش مصنوعی: دلم از این باغ (زندگی) با خارهایش ساخته شده، چون از گلها فقط بویی را تجربه کردهام که دردسر به همراه داشته است.
چو لاله داغ بر دل ماند شاهی
ترا تا سبزه بر گلهای تر دید
هوش مصنوعی: همچون لاله، داغِ عشق در دل ماند و همچنان که شاهی، نگریسته است به سبزهها و گلهای تازه.