شمارهٔ ۱۸۳
امیر شاهی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۸۳
خال که بر عارض مهوش نهی
داغ بر این جان بلاکش نهی
دل که ز عشاق پریشان بری
در شکن زلف مشوش نهی
گر دل خوش میطلبی، زینهار
کوش که دل بر خوش و ناخوش نهی
خط رخت مایه دیوانگیست
راست چو عنبر که بر آتش نهی
شاهی، اگر هست دلی، زینهار
در ره خوبان پریوش نهی
شمارهٔ ۱۸۲ - استقبال از کمال خجندی: دولت وصلش میسر کی شود بیجستوجوی؟
شمارهٔ ۱۸۴: چه حالتست که از حال من نمیپرسی؟
اطلاعات
وزن:
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خال که بر عارض مهوش نهی
داغ بر این جان بلاکش نهی
هوش مصنوعی: اگر بر چهره معشوقهام لکهای از زیبایی بگذاری، گویی داغی بر این جان پر درد میگذاری.
دل که ز عشاق پریشان بری
در شکن زلف مشوش نهی
هوش مصنوعی: دلهایی که از عشق آشفته و بیقرارند، وقتی در گیسوان پریشان تو گیر کنند، آرامش مییابند.
گر دل خوش میطلبی، زینهار
کوش که دل بر خوش و ناخوش نهی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شادی و دلخوشی هستی، حتما سعی کن که دلخوشی و ناراحتی را از هم جدا کنی و قلبت را به خوشیها بسپاری.
خط رخت مایه دیوانگیست
راست چو عنبر که بر آتش نهی
هوش مصنوعی: خط زیبای تو باعث دیوانگی میشود، مانند عنبری که وقتی بر آتش قرار میگیرد، بوی خوشی از خودش ساطع میکند.
شاهی، اگر هست دلی، زینهار
در ره خوبان پریوش نهی
هوش مصنوعی: اگر در زندگی مقام و قدرتی داری، مراقب باش که در مسیر عزیزان و نیکان، دل برنگیر و نگذار که عشق و محبت به آنها آسیب ببیند.