برگردان به زبان ساده
زهی از خطت نرخ عنبر شکسته
قدت سرو را دست بر چوب بسته
هوش مصنوعی: ای خوشا خط زیبایت که مانند عطر مشک دلنشین است و قامت تو همچون سرو بلند و استوار است که به درخت تکیه کرده است.
غباریست خطت نشسته بر آن لب
بلی، خط یاقوت باشد نشسته
هوش مصنوعی: خط تو مانند غباری بر آن لب جای گرفته است. بیشک این خطی از یاقوت است که نشسته و جا خوش کرده است.
ز خرمای وصل تو ذوقی نیابند
کسانی که از خار گردند خسته
هوش مصنوعی: افرادی که از سختیها و مشکلات زندگی خسته شدهاند، نمیتوانند شادی و لذت وصل تو را درک کنند.
دلم بسته شد در شکنهای زلفت
از آنروی گشتم چنین دلشکسته
هوش مصنوعی: دل من به خاطر پیچیدگیهای زلف تو بسته شده و به همین خاطر این گونه دلسوخته و ناراحت شدهام.
تو جایی که باشی، که باشند خوبان؟
ز خاشاک با گل نبندند دسته
هوش مصنوعی: هر جا که تو حضور داشته باشی، محلی برای حضور نیکان و خوبان نیست. از زباله و خاشاک نمیتوان دستهای از گل ساخت.
در این باغ، روزی که نارسته بودم
چو لاله نبودم ز داغ تو رسته
هوش مصنوعی: در این باغ، روزی که هنوز به بلوغ نرسیده بودم، مانند لالهای نبودم که از درد تو آزاد شده باشد.
دل شاهی از زلف خوبان هراسد
چو آهوی از دام صیاد جسته
هوش مصنوعی: دل شاهان به خاطر زیباییهای محبوبان نگران است، مانند اینکه آهو از دام صیاد فرار میکند.