برگردان به زبان ساده
رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو
به خنده لعل تو نقل و شراب شد هر دو
هوش مصنوعی: چهرهی تو باعث حسادت ماه و خورشید شده است و هر دو به خاطر لبهای سرخ تو شاد و سرمست هستند.
چو دور شد لب و چشم توام ز پیش نظر
ز دیده و دلم آرام و خواب شد هر دو
هوش مصنوعی: وقتی که لب و چشمانت از نظر دور میشوند، آرامش و خواب از دل و چشمانم میرود.
متاع صبر و سلامت که داشتم زین پیش
فدای نغمه چنگ و رباب شد هر دو
هوش مصنوعی: چیزی که قبلاً از صبر و آرامش داشتم، اکنون به خاطر نغمههای موسیقی چنگ و رباب فدای آن شده است.
ز بسکه سیل دمادم ز دل به دیده رسید
ببین که خانه چشمم خراب شد هر دو
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه اشکهای پیوسته و فراوان از دل به چشمانم سرازیر شدهاند، ببین که چشمهایم چطور خراب و ویران شدهاند.
دل شکسته و جانی که بود شاهی را
در آن سلاسل پر پیچ و تاب شد هر دو
هوش مصنوعی: دل شکسته و جان آزردهای که در قید و بندهای پیچیدهای گرفتار شدهاند، چه شاهی را در خود جای دادهاند.