برگردان به زبان ساده
باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین
دیده روشن کن بروی مجلس افروزی چنین
هوش مصنوعی: نوشیدنی رنگی مثل گل است و محبوب من مثل ساقی آن را سرو میکند. امسال نوروز برای ما روشن و پرشور است و مراسم را با نور و زیبایی میآراید.
دوست با ما در مقام خشم و دنبالش رقیب
یار ما بد مهر و دنبالش بدآموزی چنین
هوش مصنوعی: دوست در زمان خشم ما به ما نزدیک میشود و به دنبال آن، رقیب همسر ما به ما بدی میکند و این بدآموزی نیز به دنبالش میآید.
آفتابی بود حسنت، سایه از ما برگفت
روزگاری شد که میترسیدم از روزی چنین
هوش مصنوعی: تو مانند آفتابی زیبا بودی که سایهام را از من دور کرد. حالا به زمانی رسیدهام که از چنین روزی میترسیدم.
همچو نای مطربم، با ناله و دردی چنان
همچو شمع مجلسم، در گریه و سوزی چنین
هوش مصنوعی: من مانند نای موسیقی، با نالهای از درد زندگی میکنم و همچون شمعی در مجلس، در حال گریه و سوختن هستم.
سینه مجروح شاهی و خدنگ ناز او
وان دل صد پاره را هم تیر دلدوزی چنین
هوش مصنوعی: دل شکستهای دارم که به خاطر عشق شاهی مجروح است و تیر عشق او، مانند خدنگی ناز، به آن سراخ کرده و زخم زده است.