برگردان به زبان ساده
تا خط تو برطرف مه آورد شبیخون
از دیده روانست به هر نیم شبی خون
هوش مصنوعی: تا زمانی که خط تو برطرف شود، اشکهایم به خاطر یاد تو مانند سیلاب در شب جاری است.
خطی است به خون گل سیراب نوشته
آن سبزه نو رسته بر آن عارض گلگون
هوش مصنوعی: نوشتهای به رنگ خون بر روی زمین که سبزه تازهای بر روی چهره گلگون شکل گرفته است.
سنگی که زدی بر سر ما بیجهتی نیست
لیلی به تکلف شکند کاسه مجنون
هوش مصنوعی: سنگی که بر سر ما انداختی بیدلیل نیست، لیلی به زحمت کاسه مجنون را میشکند.
چندانکه زدم گریه بر این شعله جانسوز
ساکن نشد آتش ز درون، آب ز بیرون
هوش مصنوعی: هرچقدر که بر این آتش دلخراش اشک ریختم، آتش درونم آرام نگرفت و آب از بیرون نیز نتوانست آن را خاموش کند.
شاهی، به هواداری آن نرگس پرخواب
بگذشت همه عمر به افسانه و افسون
هوش مصنوعی: یک پادشاه تمام عمرش را در پی جذابیت و خوابآلودگی آن نرگس زیبا گذرانید و گرفتار افسانهها و جادوها شد.