برگردان به زبان ساده
گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
من و عقوبت هجران و کنج محنت خویش
هوش مصنوعی: گل نو به تازگی آمده و هر کسی مشغول خوشی و لذت خود است، اما من در عذاب دوری و گوشهنشینی خود گرفتارم.
بلا و درد تو ما را نصیب شد، چکنم
نه عاقلست که راضی نشد به قسمت خویش
هوش مصنوعی: بلا و رنج تو به ما رسید، چه کنم که عاقل کسی نیست که به سرنوشت خود راضی نشود.
زمانی از سر این خسته پا کشیده مدار
که میبریم از این آستانه زحمت خویش
هوش مصنوعی: زمانی که از این خسته دور میشوی، به یاد داشته باش که ما از این نقطه به خاطر تلاشهایمان عبور خواهیم کرد.
به داغ دوری اگر مبتلا شدیم، سزاست
چو روز وصل نگفتیم شکر نعمت خویش
هوش مصنوعی: اگر به خاطر دوری از محبوب دچار ناراحتی شدیم، حقمان است که چون در روز وصال، شکر نعمت حضور او را به جا نیاوردیم.
قدم به کوی وفا مردوار نه، شاهی
که پیر عشق روان کرد با تو همت خویش
هوش مصنوعی: بر این کوچهی وفاداری، مثل مردی که با شجاعت گام برمیدارد، نرو. سلطانی که عشق را منتشر کرد، تو را همراهی میکند و به تو توجه دارد.