برگردان به زبان ساده
در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
چو سوی عاشقان میلی ندارد سرو آزادش
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، بلبل چه فایدهای از غم و نالهاش دارد، وقتی که سرو آزاد هیچ توجهی به عاشقان ندارد.
خوش است این باغ رنگین، لیک نتوان دل در او بستن
که بوی آشنایی نیست در نسرین و شمشادش
هوش مصنوعی: این باغ زیبا و پررنگ و لعاب بسیار دلانگیز است، اما نمیتوان بهراحتی به آن دل بست، زیرا در گلها و درختانش بوی آشنایی و خاطرهای نیست.
چنین کان غمزه را تعلیم شوخی میدهد چشمت
بگو: آتش به عالم زن، که استاد است استادش
هوش مصنوعی: چشمان تو به غمزه و ناز خود هنر شوخی را آموختهاند. به او بگو که آتش را به دنیا بیاورد، چون او خود استاد این کار است.
اگر مجنون به درد و داغ عشق افتاد یک چندی
ولی در عاشقی هرگز چنین کاری نیفتادش
هوش مصنوعی: اگر مجنون به عذاب و رنج عشق دچار شد، اما در مسیر عشق هرگز این گونه دچار نشد.
گر آب چشم و آه آتشینی بود شاهی را
کنون خاک است و در کوی تو هرسو میبرد بادش
هوش مصنوعی: اگر چشمان او پر از اشک و نفسش به شدت داغ باشد، اکنون همان پادشاه به خاک تبدیل شده و بادی او را در هر کجای کوی تو میبرد.