برگردان به زبان ساده
نه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضور
خوشم به خواری هجر و نگاه دورادور
هوش مصنوعی: من نه در انتظار وصلی هستم و نه به دنبال گنجی از حضور؛ از دور، در بیخبری و با حسرت دوری، از حال خود راضیام.
به گرد کوی تو گشتن هلاک جان من است
چو پر گشودن پروانه در حوالی نور
هوش مصنوعی: گردش به دور کوی تو، جان من را به خطر میاندازد، همانطور که پروانه به دور نور پرواز میکند و خود را در معرض خطر قرار میدهد.
تنم چو موی شده، زرد و زار و نالانم
ز تاب حادثه، همچون به ریشم طنبور
هوش مصنوعی: بدن من مانند مویی نازک و بیجان شده است و از فشار حوادث، مانند طنبوری در حال نواختن، زرد و غمگین به نظر میآیم.
به سعی پیش تو قدری نیافتم، چه کنم
که شرمسارم از این گفتوگوی نامقدور
هوش مصنوعی: در تلاش برای جلب توجه تو موفق نشدم و حالا از این مکالمه نامناسب و سرزنشآمیز شرمندهام.
سروش غیب به شاهی خطاب کرد مرا
به بندگی تو در شهر تا شدم مشهور
هوش مصنوعی: یک صدای روحانی از عالم غیب به من گفت که به خاطر خدمت به تو در این شهر شناخته شدم و مشهور گشتم.