برگردان به زبان ساده
هر لحظه سیل دیده به خون میکشد مرا
سودای گیسویت به جنون میکشد مرا
هوش مصنوعی: هر لحظه اشک چشمم بر روی صورت میریزد و مرا خشمگین میکند، آرزوی موهای تو مرا به دیوانگی میبرد.
گر به وعدههای دل خلافت کشد رواست
سوی سراب سوز درون میکشد مرا
هوش مصنوعی: اگر دل به وعدههایش امیدوار شود، بسیار طبیعی است که مرا به سمت آرزوهای توخالی بکشاند و در عین حال، درد و سوزش درونم را به من یادآوری کند.
تا عشق در درون دل من قرار یافت
از کارگاه عقل برون میکشد مرا
هوش مصنوعی: زمانی که عشق در قلب من جا گرفت، عقل و اندیشهام دیگر نمیتواند مرا هدایت کند و از محدوده فعالیت خود خارج میشود.
من از کمند زلف توام بر حذر روان
چشمت به ساحری و فسون میکشد مرا
هوش مصنوعی: من در دام زلف تو گرفتارم و باید مواظب باشم، زیرا نگاه تو مانند جادوگری است که مرا فریب میدهد و به سوی خود میکشاند.
ای شاهدی گذر ز فسون خرد که یار
در حلقه جنون به فنون میکشد مرا
هوش مصنوعی: ای محبوب، با نگاهی به من بینداز و مرا از وزن و اثرات تفکر و عقل رها کن، زیرا دوست من را به دنیای دیوانگی و شیفتگی میکشاند.