برگردان به زبان ساده
تو از عالم همین لفظی شنیدی
بیا برگو که از عالم چه دیدی؟
هوش مصنوعی: تو فقط از شنیدنیها حرف میزنی، حالا بگو که واقعاً چه چیزهایی را در این دنیا دیدهای؟
چه دانستی ز صورت یا ز معنی؟
چه باشد آخرت، چوُن است دُنیی؟
هوش مصنوعی: چه میدانی از ظاهر یا از باطن؟ آخرت چه شکلی خواهد داشت، وقتی که دنیا اینگونه است؟
بگو سیمرغ و کوهِ قاف چبود؟
بهشت و دوزخ و اعراف چبود؟
هوش مصنوعی: بپرسید که سیمرغ و کوه قاف چه هستند؟ و بهشت و دوزخ و اعراف چه معنایی دارند؟
کدام است آن جهان کان نیست پیدا؟
که یک روزش بود یک سال اینجا
هوش مصنوعی: کدام جهانی وجود دارد که نمیتوان آن را دید؟ جایی که یک روزش معادل یک سال در این دنیا میشود.
همین عالم نبود آخر که دیدی
نه «ما لَا تُبْصِرُون» آخر شنیدی
هوش مصنوعی: جهانِ آخری که تو مشاهده میکنی، اینطور نیست که فقط همان چیزی را که میبینی وجود دارد. تو هیچگاه نمیدانی و نمیبیینی که چیزهای دیگری هم هست که از دید تو پوشیده است.
بیا بنما که جابُلقا کدام است
جهانِ شهرِ جابُلسا کدام است
هوش مصنوعی: بیا نشان بده که جابلقا کجاست و دنیای شهر جابلسا چه شکلی است.
مشارق با مغارب را بیندیش
چو این عالم ندارد از یکی بیش
در مورد مشارق (مشرق ها) و مغارب (مغرب ها) (که در آیاتی از قرآن آمده) بیندیش، چرا که این عالم بیش از یک مشرق و مغرب ندارد.
بیانِ «مِثْلَهُنَّ» از ابن عباس
شنو پس خویشتن را نیک بشناس
هوش مصنوعی: به سخنان ابن عباس دربارهی «مَثَل آنها» توجه کن و خود را به درستی بشناس.
تو در خوابی و این دیدن خیال است
هر آنچه دیدهای از وی مثال است
هوش مصنوعی: تو در خواب هستی و آنچه میبینی فقط خیال است و هر چیزی که دیدهای، تنها نمونهای از اوست.
به صبحِ حشر چون گردی تو بیدار
بدانی کاین همه وهم است و پندار
هوش مصنوعی: وقتی روز قیامت فرا برسد و تو به هوش بیایی، متوجه میشوی که تمام این زندگی، فقط یک خیال و توهم بوده است.
چو برخیزد خیالِ چشمِ اَحوَل
زمین و آسمان گردد مُبَدّل
هوش مصنوعی: زمانی که تصور چشمان کسی که به نقصی دچار است، به وجود آید، زمین و آسمان به طور کامل تغییر شکل خواهند داد.
چو خورشیدِ نهان بنمایدت چهر
نماند نورِ ناهید و مه و مهر
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهی خورشید پنهان آشکار شود، دیگر نوری از سیاره ناهید و نیز ماه و خورشید باقی نخواهد ماند.
فتد یک تاب از او بر سنگِ خاره
شود چون پشمِ رنگین پاره پاره
هوش مصنوعی: یک تاب از او بر سنگ خارا بیفتد و مانند پشم رنگی، تکهتکه شود.
بِکُن اکنون که کردن میتوانی
چو نتوانی چه سود آن را که دانی
هوش مصنوعی: اکنون که میتوانی اقدام کنی، چرا از دانستن آنچه نمیتوانی، سودی ببری؟
چه میگویم حدیثِ عالمِ دل
تو را ای سرنشیبِ پای در گِل
هوش مصنوعی: من چه چیزی از حال و روز دل تو بگویم، ای کسی که در سختی و مشکل غرق شدهای؟
جهان آنِ تو و تو مانده عاجز
ز تو محرومتر کس دیده هرگز؟
هوش مصنوعی: جهان متعلق به توست، اما خودت از آنچه که باید باشی ناتوانی. آیا تاکنون کسی را دیدهای که این اندازه از خود بیخبر باشد و از خود محروم باشد؟
چو محبوسان به یک منزل نشسته
به دست عجز پای خویش بسته
هوش مصنوعی: مانند افرادی که در یک خانه زندانی هستند و به دلیل ناتوانی، پاهای خود را بستهاند.
نشستی چون زنان در کوی اِدبار
نمیداری ز جهلِ خویشتن عار
هوش مصنوعی: تو همچون زنان در خیابان ادبار نشستهای و از جهل و نادانی خود هیچ شرمی نداری.
دلیرانِ جهان آغشته در خون
تو سرپوشیده ننهی پای بیرون
هوش مصنوعی: بزرگان و دلاوران جهان که در خون تو غرق شدهاند، نمیتوانند سرپوشیده بمانند و باید از جا برخیزند.
چه کردی فهم ازین دینُالعجایز
که بر خود جهل میداری تو جایز
دین العجایز: دین پیرزنان. در حدیثی از پیامبر آمده است که بر شما باد دین پیرزنان.
زنان چون ناقصاتِ عقل و دینند
چرا مردان ره ایشان گزینند
هوش مصنوعی: زنان به خاطر کمبود عقل و دین در نظر برخی، چرا باید مردان آنها را انتخاب کنند؟
اگر مردی برون آی و سفر کن
هر آنچْ آید به پیشت زان گذر کن
هوش مصنوعی: اگر مردی از خانه خارج شوی و سفری را آغاز کنی، هر چیزی که در مسیر به سمت تو میآید را بپذیر و از آن عبور نکن.
میاسا روز و شب اندر مراحل
مشو موقوفِ همراه و رَواحل
هوش مصنوعی: از تلاش و کوشش در زندگی غافل مشو؛ نه روز و نه شب باید از مراحل و مراحل زندگی عقب بمانی و به سرنوشت و جریانهای زندگی وابسته نباشی.
خلیلآسا برو حق را طلب کن
شبی را روز و روزی را به شب کن
هوش مصنوعی: مثل خلیل، با یقین و ایمان به دنبال حق باش و تلاش کن تا در شب، روز و در روز، شب را ببینی.
ستاره با مه و خورشیدِ اکبر
بود حس و خیال و عقلِ اَنور
هوش مصنوعی: ستاره درخشان، همتای ماه و خورشید بزرگ، نمادی از احساس، خیال و عقل روشن است.
بگردان زین همه ای راهرو روی
همیشه «لا أُحِبُّ الْآفِلين» گوی
هوش مصنوعی: به دور از این همه مسیرهایی که در اختیار داری، همیشه بگو که «من دوست ندارم افراد ناامید را».
و یا چون موسیِ عمران در این راه
برو تا بشنوی «إِنَّي أَنَا اللَّه»
هوش مصنوعی: به این راه ادامه بده، مثل موسی که پسر عمران بود، تا بتوانی صدای خداوند را بشنوی که میگوید «من خدا هستم».
تو را تا کوهِ هستی پیش باقی است
صدایِ لفظِ «اَرَنی» «لَن تَرانی» است
هوش مصنوعی: تا زمانی که در کوه هستی، صدای کلماتی که میگویی، نشان از دیدن و نادیدن من دارد.
حقیقت کهربا ذاتِ تو کاه است
اگر کوهِ تویی نَبوَد چه راه است
هوش مصنوعی: اگر تو به عظمت و بزرگی خود نپردازی، حقیقتی که در تو نهفته است، به سادگی و بیارزشی میماند. اگر تو کسی نباشی که بر بلندای کوه ایستادهای، دیگر چه راهی برای نمایش آن حقیقت باقی میماند؟
تَجّلی گر رسد بر کوهِ هستی
شود چون خاکِ ره، هستی ز پستی
هوش مصنوعی: اگر نور حقیقت بر کوه وجود بتابد، آن کوه همانند خاکِ زیر پا میشود و هستی به فرود میرود.
گدایی گردد از یک جذبه شاهی
به یک لحظه دهد کوهی به کاهی
هوش مصنوعی: در یک لحظه، یک فرد معمولی به قدری تحت تأثیر قدرت و شکوه قرار میگیرد که میتواند از یک کوه عظیم به یک چیز کوچک و بیاهمیت تبدیل شود.
برو اندر پی خواجه به اَسریٰ
تماشا کن همه آیاتِ کبریٰ
هوش مصنوعی: به جستجوی صاحب مقام برو و با دقت به شگفتیها و نشانههای بزرگ او نگاه کن.
برون آی از سرایِ «اُمِّ هانی»
بگو مطلق حدیثِ «مَنْ رَآنی»
هوش مصنوعی: از خانه «اُمِّ هانی» خارج شو و با صدای بلند بگو که هر کسی مرا ببیند...
گذاری کن ز کاف و نونِ کونین
نشین بر قافِ قُربِ «قابَ قَوسَیْن»
هوش مصنوعی: از دنیای مادی و ظاهر خارج شو و به مقام و مرتبهای برسی که نزدیکترین حالت به خالق را تجربه کنی.
دهد حق مر تو را هرچْ آن بخواهی
نمایندت همه «اشیاء کَما هِی»
هوش مصنوعی: هر حق و حقی که به تو داده میشود، همانطور که میخواهی و میپسندی، تمام چیزها به همان شکل که هستند، به نمایش درمیآیند.