برگردان به زبان ساده
ز تو هر فعل که اوّل گشت صادر
بدان گردی به باری چند قادر
هوش مصنوعی: هر عملی که از تو شروع میشود، به اندازهای که بر تو سنگینی میکند، نشاندهندهی قدرت توست.
به هر باری اگر نفع است اگر ضرّ
شود در نفس تو چیزی مدخّر
هوش مصنوعی: اگر در هر کار یا محمولهای سودی وجود داشته باشد یا ضرر کند، چیزی در وجود تو وجود دارد که به آن اشاره دارد.
به عادت حالها با خوی گردد
به مدّت میوهها خوش بوی گردد
هوش مصنوعی: به تدریج و با مرور زمان، حالات مختلف انسان به یک عادت تبدیل میشود و مانند میوههایی خوش بو میگردد.
از آن آموخت انسان پیشهها را
وز آن ترکیب کرد اندیشهها را
هوش مصنوعی: انسان از آن تجربهها مهارتها را یاد گرفت و از آن افکار و اندیشهها را شکل داد.
همه افعال و اقوالِ مدخّر
هویدا گردد اندر روزِ محشر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، تمام اعمال و سخنان افراد به روشنی آشکار خواهد شد.
چو عریان گردی از پیراهنِ تن
شود عیب و هنر یکباره روشن
هوش مصنوعی: زمانی که آدمی از لایههای ظاهری و پوششهایی که دارد، کنار برود، نقاط قوت و ضعف او به وضوح نمایان میشود.
تنت باشد ولیکن بیکدورت
که بنماید از او چون آب، صورت
هوش مصنوعی: بدن تو هست، اما باید بدون آلودگی باشد، تا مانند آب، پاک و زلال خود را نشان دهد.
همه پیدا شود آنجا ضمائر
فرو خوان آیت «تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ»
هوش مصنوعی: در آن مکان، همهی حالات و درونها نمایان میشود و رازها آشکار میگردد.
دگر باره به وفقِ عالمِ خاص
شود اخلاقِ تو اجسامِ اشخاص
هوش مصنوعی: بار دیگر، مطابق با شرایط خاص دنیا، اخلاق و رفتار تو بر روی اجسام و انسانها تأثیر خواهد گذاشت.
چنان کز قوّت عنصر در اینجا
موالیدِ سه گانه گشت پیدا
هوش مصنوعی: به گونهای که به دلیل نیرو و قدرت عناصر در اینجا، موجودات سهگانه نمایان شدند.
همه اخلاقِ تو در عالمِ جان
گهی انوار گردد گاه نیران
هوش مصنوعی: تمام ویژگیهای اخلاقی تو در جهان هستی، گاهی نورانی و درخشان میشود و گاهی نیز ضعیف و تاریک.
تعیُّن مرتفع گردد ز هستی
نماند در نظر بالا و پستی
هوش مصنوعی: با از بین رفتن تمایزات، دیگر در نظر نه چیزی بالاست و نه چیزی پایین؛ همه چیز در یک سطح قرار میگیرد و مشخصاتی چون موقعیت اجتماعی و ارزشها دیگر نابود میشوند.
نماند مرگِ تن در دارِ حیوان
به یک رنگی برآید قالب و جان
هوش مصنوعی: مرگ تو در دنیا مانند حیوانات نخواهد ماند؛ زیرا با مرگ، جسم و جان به یک حالت درمیآید و تغییر نمیکند.
بود پا و سر و چشمِ تو چون دل
شود صافی ز ظلمت، صورتِ گِل
هوش مصنوعی: زمانی که پا، سر و چشم تو همچون دل باشد، دل از تیرگیهای ظاهری پاک و روشن میشود مثل گل.
کند انوار حقّ بر تو تجلّی
ببینی بیجهت حقّ را تعالی
هوش مصنوعی: نورهای الهی بر تو ظاهر میشود و تو میتوانی جلوههای آن را ببینی، بدون اینکه دلیلی خاص برای آن باشد.
دو عالم را همه بر هم زنی تو
ندانم تا چه مستیها کنی تو
هوش مصنوعی: تو قدرتی داری که میتوانی همه چیز را تحت تاثیر قرار دهی، و من نمیدانم تو در چه حالتی هستی که این کارها را انجام میدهی.
«وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ» چبوَد بیندیش
«طَهُوراً» چیست صافی گشتن از خویش
هوش مصنوعی: به این معنی است که پروردگار آنها را سیراب کرد، پس به این موضوع بیندیش که «طهورا» چیست؟ این به معنای خالص شدن و پاک شدن از ویژگیهای ناپسند است.
زهی شربت، زهی لذّت، زهی ذوق
زهی حیرت، زهی دولت، زهی شوق
هوش مصنوعی: چه میوهای خوشمزه و لذیذ! چه شادی و نشاطی به همراه دارد! چه احساس شگفتانگیزی به ما میدهد! چه خوشبختی و کامیابی را به ارمغان میآورد! چه اشتیاق و رغبت عمیقی در دل ایجاد میکند!
خوشا آن دم که ما بیخویش باشیم
غنیِّ مطلق و درویش باشیم
هوش مصنوعی: خوشا وقتی که ما بدون وابستگی به خودمان باشیم، در حالی که درونمان غنی و باارزش هستیم، و از نظر ظاهری حالتی ساده و بیپول داشته باشیم.
نه دین، نه عقل، نه تقوی، نه ادراک
فتاده مست و حیران بر سرِ خاک
هوش مصنوعی: نه دین، نه عقل، نه تقوی و نه درک، همه گیج و سردرگم بر زمین افتادهاند.
بهشت و حور و خُلد آنجا چه سنجد
که بیگانه در آن خلوت نگنجد
هوش مصنوعی: بهشت و نعمتهایش چه ارزشی دارند اگر کسی در آنجا احساس تنهایی و دوری کند و نتواند با کسی ارتباط برقرار کند؟
چو رویت دیدم و خوردم از آن می
ندانم تا چه خواهد شد پس از وی
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را دیدم و از آن شراب نوشیدم، نمیدانم پس از این چه بر سرم خواهد آمد.
پی هر مستیی باشد، خماری
از این اندیشه دل خون گشت، باری
هوش مصنوعی: هر نوع شوری و شیدایی که در زندگی تجربه کنیم، قطعاً بعد از آن دچار خستگی و افسردگی خواهیم شد. این فکر و احساسات در دل ما جایی عمیق میگذارد و ما را غمگین میکند.