برگردان به زبان ساده
بخاری مرتفع گردد ز دریا
به امر حقّ فرو بارد به صحرا
هوش مصنوعی: بخاری که از دریا بلند میشود، به فرمان حق بر زمین میبارد و زمین را سیراب میکند.
شعاعِ آفتاب از چرخِ چارم
بر او افتد شود ترکیب با هم
هوش مصنوعی: نور خورشید از دایره چهارم بر او تابیده میشود و با هم ترکیب میگردد.
کند گرمی دگر ره عزمِ بالا
در آویزد بدو آن آبِ دریا
هوش مصنوعی: اگر دلگرمی و شوقی دیگر پیدا کند، باید با عزم و اراده به سمت بلندیها برود و خود را به آبِ دریا بسپارد.
چو با ایشان شود خاک و هوا ضَمّ
برون آید نباتِ سبز و خرمّ
هوش مصنوعی: زمانی که خاک و هوا با هم ترکیب میشوند، زندگی و گیاهان سبز و شاداب از آن بیرون میآید.
غذای جانور گردد ز تبدیل
خورد انسان و یابد باز تحلیل
هوش مصنوعی: غذایی که انسان میخورد، به خوراکی برای جانوران تبدیل میشود و پس از مدتی، دوباره به شکل دیگری تحلیل میرود.
شود یک نطفه و گردد در اطوار
وز او انسان شود پیدا دگر بار
هوش مصنوعی: یک نطفه شکل میگیرد و در مراحل مختلف رشد میکند و از آن، یک انسان به وجود میآید که دوباره در قالبی جدید ظاهر میشود.
چو نورِ نفْسِ گویا در تن آید
یکی جسمِ لطیفِ روشن آید
هوش مصنوعی: وقتی که روح گویا وارد بدن شود، یک جسم شفاف و لطیف به وجود میآید.
شود طفل و جوان و کَهل و کَمپیر
بداند علم و رای و فهم و تدبیر
هوش مصنوعی: انسان در طول زندگیاش به مراحل مختلف سنی میرسد؛ از کودک به جوانی، سپس به میانسالی و در نهایت به پیری. در هر یک از این مراحل، باید علم، دانش، فهم و تدبیر را کسب کند.
رسد آنگه اجل از حضرتِ پاک
رود پاکی به پاکی خاک با خاک
هوش مصنوعی: زمانی میرسد که مرگ از حضرت مقدس فرا میرسد و پاکی به پاکی و از خاک به خاک باز میگردد.
همه اجزای عالم چون نباتند
که یک قطره ز دریای حیاتند
هوش مصنوعی: تمام موجودات جهان مانند گیاهانی هستند که هر کدام یک قطره از دریاي حیات را در خود دارند.
زمان چون بگذرد بر وی شود باز
همه انجامِ ایشان همچو آغاز
هوش مصنوعی: زمان که میگذرد، همه چیز به وضع ابتدایی خود بازمیگردد و پایان هر چیزی شبیه به آغاز آن است.
رود هر یک از ایشان سوی مرکز
که نگذارد طبیعت خوی مرکز
هوش مصنوعی: هر یک از این افراد به سمت مرکز حرکت میکند، ولی طبیعت هر یک اجازه نمیدهد که به مرکز نزدیک شود.
چو دریایی است وحدت لیک پر خون
کز او خیزد هزاران موجِ مجنون
هوش مصنوعی: وحدت مانند دریایی است عمیق و بیپایان، اما از آن، زخمها و دردهایی بیرون میآید که موجب به وجود آمدن هزاران امواج جنونآمیز میشود.
نگر تا قطرهٔ باران ز دریا
چگونه یافت چندین شکل و اسما
هوش مصنوعی: بنگر که چگونه یک قطره باران از دریا میآید و با اشکال و نامهای گوناگون ظاهر میشود.
بخار و ابر و باران و نم و گِل
نبات و جانور انسانِ کامل
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف عناصر طبیعی و موجودات زنده میپردازد و نشان میدهد که همهی اینها از هم پیوستهاند. بخار، ابر، باران و نم به عنوان عناصر زمین و طبیعت ذکر شدهاند، در حالی که گل و نبات و جانور به موجودات زنده اشاره دارند. همچنین انسان کامل به عنوان قلهی این مجموعه، بالاترین مرتبه یا شکل کمال را در میان موجودات زنده معرفی میکند. به طور کلی، این بیت به ارتباط عمیق میان طبیعت و انسان اشاره دارد.
همه یک قطره بود آخِر در اول
کز او شد این همه اشیا مُمَثَّل
هوش مصنوعی: همه چیز در ابتدا تنها یک قطره بود و از همان نقطه، این همه اشیا و موجودات شکل گرفتند.
جهان از عقل و نفس و چرخ و اجرام
چو آن یک قطره دان ز آغاز و انجام
هوش مصنوعی: جهان شامل عقل، نفس، اجرام آسمانی و چرخهای فضا است و تمام اینها همچون یک قطرهای هستند که نشاندهندهی آغاز و پایان همه چیز میباشد.
اجل چون در رسد در چرخ و انجُم
شود هستی همه در نیستی گُم
هوش مصنوعی: زمانی که اجل به آدمی نزدیک شود، در میان آسمان و ستارهها، تمام وجود و هستی او به نیستی و عدم تبدیل میشود.
چو موجی بر زند گردد جهان طَمس
یقین گردد «کَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ»
هوش مصنوعی: زمانی که جهان مانند موجی به حرکت درآید، حقیقتی که وجود دارد، همچون آن است که دیروز هیچ چیزی وجود نداشت.
خیال از پیش برخیزد به یک بار
نماند غیرِ حقّ در دارْ دَیّار
هوش مصنوعی: تصور و خیال به سرعت از ذهن میرود و در حقیقت تنها آنچه واقعی و درست است، باقی میماند.
تو را قُربی شود آن لحظه حاصل
شوی تو بی تویی با دوست واصل
هوش مصنوعی: در آن لحظه که به او نزدیک میشوی، به حقیقت و کمال خود میرسی؛ چون در کنار دوست، خود را فراموش کردهای و به وحدت میرسی.
وصالِ این جایگه رفعِ خیال است
چو غیر از پیش برخیزد وصال است
هوش مصنوعی: به دست آوردن این موقعیت به معنای از میان بردن خیال و واهمه است؛ زیرا اگر از این جا برویم، بهشت و وصال به دست میآید.
مگو ممکن ز حدِّ خویش بگذشت
نه او واجب شد و نه واجب او گشت
هوش مصنوعی: نگویید که فراتر از حدود خود رفته است؛ نه او به واجب بودن رسید و نه واجب بودن به او تعلق گرفت.
هر آن کو در معانی گشت فایق
نگوید کین بود قلبِ حقایق
هوش مصنوعی: هر کسی که در درک و فهم عمیق معانی برتری پیدا کند، دیگر نمیتواند بگوید که این حقیقتها همانند قلبی هستند که در آن حقایق نهفتهاند.
هزاران نشأه داری خواجه در پیش
برو آمد شدِ خود را بیندیش
هوش مصنوعی: ای عزیز، تو هزاران فرصت و حالت مختلف در پیش رو داری؛ بهتر است به حال خودت و به آیندهات فکر کنی.
ز بحثِ جزو و کلّ نشئآتِ انسان
بگویم یک به یک پیدا و پنهان
هوش مصنوعی: در مورد جزئیات و کلیات جنبههای انسانی صحبت میکنم، هر کدام را به طور جداگانه بیان میکنم، چه آنهایی که آشکارند و چه آنهایی که پنهان هستند.