برگردان به زبان ساده
وصالِ حقّ ز خلقّیت جدائی است
ز خود بیگانه گشتن آشنائی است
هوش مصنوعی: دوری از مخلوق و پیوستن به حقیقت، به معنای بیگانگی از خود و آشنا شدن با چیزی بالاتر است.
چو ممکن گَردِ امکان برفشانَد
بجز واجب دگر چیزی نماند
هوش مصنوعی: وقتی که امکان وجود خود را به اثبات برساند، جز آنچه که واجب است، چیزی دیگر باقی نخواهد ماند.
وجودِ هر دو عالم چون خیال است
که در وقتِ بقا عینِ زوال است
هوش مصنوعی: وجود هر دو جهان مانند یک خیال است که در زمان ماندگاری، در حقیقت زوال و نابودی است.
نه مخلوق است آن کو گشت واصل
نگوید این سخن را مردِ کامل
هوش مصنوعی: کسی که به کمال و حقیقت رسیده، نمیتواند به عنوان یک مخلوق معمولی صحبت کند و از این قبیل سخنان بگوید. او به مرتبهای از آگاهی و درک دست یافته که فراتر از افکار و احساسات ابتدایی است.
عدم کی راه یابد اندر این باب؟
چه نسبت خاک را با ربِّ ارباب؟
هوش مصنوعی: عدم چگونه میتواند به این مسئله نزدیک شود؟ چه نسبتی میتواند میان خاک و پروردگار بزرگ وجود داشته باشد؟
عدم چِبْوَدْ که با حق واصل آید
وز او سیر و سلوکی حاصل آید؟
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به این موضوع اشاره دارد که انسان اگر از طریق عدم و بیوجودی خود به حقیقت و ارتباط با حق نرسد، نمیتواند به سیر و سلوک معنوی دست یابد. بنابراین، برای دستیابی به اهداف بلند معنوی، ابتدا باید خود را رها کند و از تعلقات دنیوی دور شود.
تو معدوم و عدم پیوسته ساکن
به واجب کی رسد معدوم ممکن؟
هوش مصنوعی: تو در نبود و عدم دائم به سر میبری. پس وجود ممکن چگونه میتواند به وجود واجب دست یابد؟
اگر جانت شود زین معنی آگاه
بگویی در زمان استغفرالله
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت این معنا پی ببری، در آن زمان میگویی از خداوند آمرزش میطلبم.
ندارد هیچ جوهر بی عَرَض عین
عَرَض چِبْوَدْ که لا یبقیٰ زمانین
هوش مصنوعی: هیچ مادهای بدون ویژگی و خاصیت وجود ندارد، زیرا هیچ چیز در دنیا پایدار نخواهد ماند و تغییرات دائماً در حال وقوع است.
حکیمی کاندر این فن کرد تصنیف
به طول و عرض و عمقش کرد تعریف
هوش مصنوعی: حکیم و فرزانهای در این علم، کتابی نوشته و به تفصیل ابعاد و ویژگیهای آن را توضیح داده است.
هیولیٰ چیست جز معدومِ مطلق
که میگردد بدو صورت محقّق
هوش مصنوعی: هیولای اولیه چیست جز وجودی که هیچ نتوان آن را یافت و تنها در حالتهای مختلف وجود پیدا میکند.
چو صورت بیهیولیٰ در قِدَم نیست
هیولیٰ نیز بی او جز عدم نیست
هوش مصنوعی: به این معنی است که بدون ماده و جوهر، هیچ چیز نمیتواند وجود داشته باشد. اگر چیزی به شکل و صورت در نیاید، وجودی نخواهد داشت و در غیر این صورت، تنها عدم و نیستی باقی میماند.
شده اجسامِ عالم زین دو معدوم
که جز معدوم از ایشان نیست معلوم
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم تنها از دو چیز ناشی میشوند که جز نیستی و عدم، چیزی از آنها مشخص نیست.
ببین ماهیّتت را بی کم و بیش
نه معدوم و نه موجود است در خویش
هوش مصنوعی: ماهیت واقعی تو را بدون هیچ کم و کاستی بنگر؛ نه بهطور کامل از بین رفتهای و نه بهطور کامل وجود داری.
نظر کن در حقیقت سوی امکان
که او بیهستی آمد عینِ نقصان
هوش مصنوعی: به حقیقت توجه کن که در عالم امکان، او با نداشتن وجود، تجلی عینی از نقص و کمبود است.
وجود اندر کمالِ خویش ساری است
تعیّنها امورِ اعتباری است
هوش مصنوعی: وجود در نهایت خودش همیشه در حال جاری و فعال است، در حالی که چیزهایی که ما به عنوان واقعیت میشناسیم، تنها مفاهیمی هستند که از پیش تعیین شدهاند و اعتبار دارند.
امورِ اعتباری نیست موجود
عدد بسیار و یک چیز است معدود
هوش مصنوعی: امور اعتباری واقعی نیستند؛ در واقع، تعداد زیاد آنها فقط به یک چیز محدود میشود.
جهان را نیست هستی جز مجازی
سراسر کار او لهو است و بازی
هوش مصنوعی: جهان واقعیتی ندارد و همه چیز آن تنها نمایشی است که توسط او ایجاد شده، و در حقیقت تمام امور این دنیا فقط سرگرمی و بازی هستند.