برگردان به زبان ساده
گذشته هفت و ده از هفتصد سال
ز هجرت ناگهان در ماه شوال
گذشتن هفت و ده از هفتصد سال به این معناست که هفتصد و هفده سال از هجرت رسول اکرم سپری شده است و این واقعه در ماه شوال روی داده است.
رسولی با هزاران لطف و احسان
رسید از خدمت اهل خراسان
پیامبری که در اینجا منظور نامه رسان است با هزاران محبت و نیکی از سوی مردم خراسان آمد.
بزرگی کاندر آنجا هست مشهور
به انواع هنر چون چشمهٔ هور
هوش مصنوعی: در آنجا فرد بزرگی وجود دارد که به خاطر مهارتها و هنرهای مختلفش شناخته شده است، مثل چشمهای که از آن نور و روشنی میتابد.
جهان را سور و جان را نور اعنی
امام سالکان سید حسینی
اَعنی: به عربی یعنی منظورم این است و در مصرع دوم ادامه می دهد منظورش از آن سور جهان و نور جان، شخصی به نام سید حسینی است.
همه اهل خراسان از که و مه
در این عصر از همه گفتند او به
هوش مصنوعی: در این زمان، همه مردم خراسان درباره یک شخص خاص صحبت کردند و او را به عنوان نمونه و الگو شناختهاند.
نبشته نامهای در باب معنی
فرستاده بَرِ ارباب معنی
هوش مصنوعی: نامهای نوشته شده است درباره مفهوم و معنای این موضوع و به دست صاحبنظران معنی رسانده شده است.
در آنجا مشکلی چند از عبارت
ز مشکلهای اصحاب اشارت
هوش مصنوعی: در آن مکان، چندین مسئله وجود دارد که مربوط به مشکلات دوستان و آشنایان است.
به نظم آورده و پرسیده یک یک
جهانی معنی اندر لفظ اندک
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره دارد که مفهومهای عمیق و گستردهای در کلمات ساده و کمحجم نهفته است. او به نحوی بیان میکند که حتی با استفاده از جملات مختصر، میتوان به معانی عظیم و وسیعی دست یافت و هر کلمه بار معنایی خاص خود را دارد.
ز اهل دانش و ارباب معنی
سؤالی دارم اندر باب معنی
هوش مصنوعی: من از فرهیختگان و صاحبنظران در حوزه دانش یک پرسش دارم درباره مفهوم و معانی.
ز اسرار حقیقت مشکلی چند
بگویم در حضور هر خردمند
هوش مصنوعی: من چند نکته از رازهای حقیقت برایتان میگویم، اما فقط در برابر کسانی که دانش و آگاهی دارند.
نخست از فکر خویشم در تحیر
چه چیز است آنکه گویندش تفکر
هوش مصنوعی: ابتدا در تفکر خودم حیرانم که این چیزی که دربارهاش میگویند تفکر، چیست.
چه بود آغاز فکرت را نشانی
سرانجام تفکر را چه خوانی
هوش مصنوعی: آغاز اندیشهات را چگونه میتوان شناسایی کرد و نتیجه فکر کردن را چه نامی میتوان داد؟
کدامین فکر ما را شرط راه است
چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟
هوش مصنوعی: کدامین فکر ما میتواند راهنمایی باشد؟ زیرا گاهی ما اطاعت میکنیم و گاهی دچار گناه میشویم.
که باشم من؟ مرا از من خبر کن
چه معنی دارد اندر خود سفر کن
هوش مصنوعی: من کیستم؟ مرا از درون خود باخبر کن، این چه راز و معنایی دارد که باید درون خودم جستجو کنم؟
مسافر چون بود رهرو کدام است
که را گویم که او مرد تمام است
هوش مصنوعی: مسافر کیست که در این سفر به کمال رسیده و میتوان در مورد او صحبت کرد؟ او انسانی است که تمام ویژگیهای مورد نظر را دارد.
که شد بر سرّ وحدت واقف آخر
شناسای چه آمد عارف آخر
هوش مصنوعی: آن که به مقام وحدت رسید، در نهایت شناخته شد که عارف چه کسی است.
اگر معروف و عارف ذات پاک است
چه سودا بر سر این مشت خاک است
هوش مصنوعی: اگر ذات خداوند معروف و دانا است، پس چه نیازی به این دنیای مادی و چیزهای زمینی وجود دارد؟
کدامین نقطه را جوش است انا الحق
چه گویی، هرزه بود آن یا محقّق
هوش مصنوعی: کدام نقطه وجود دارد که به حقیقت، جوش و خروش داشته باشد؟ آیا میتوانی بگویی که این موضوع بیهوده است یا اینکه واقعاً به حقیقت نزدیک است؟
چرا مخلوق را گویند واصل
سلوک و سیر او چون گشت حاصل
هوش مصنوعی: چرا میگویند که انسان در مسیر رشد و کمال خود به هدف و مقصود نهاییاش رسیده است؟
وصال ممکن و واجب به هم چیست
حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست
هوش مصنوعی: در مورد ارتباط و نزدیکی میان انسانها و حقیقت الهی، این سؤال مطرح میشود که چه چیزی میتواند ما را به این وصال برساند و همچنین فاصلهها و تفاوتها چه معنایی دارند؟
چه بحر است آنکه علمش ساحل آمد
ز قعر او چه گوهر حاصل آمد
هوش مصنوعی: علم او همچون دریایی عمیق است که از عمقاش ساحلی برای درک و فهم وجود دارد. این اطلاعات و دانایی گاهی به صورت گوهری ارزشمند به دست میآید.
صدف چون دارد آن معنی بیان کن
کجا زو موج آن دریا نشان کن
هوش مصنوعی: صدف وقتی معنای خاصی دارد، پس چرا نشان نمیدهد که موج دریا از کجا آمده است؟
چه جزو است آن که او از کل فزون است
طریق جستن آن جزو چون است
هوش مصنوعی: یعنی چه چیزی وجود دارد که از کل بزرگتر باشد؟ راه یافتن به آن چیز خاص چگونه است؟
قدیم و محدث از هم چون جدا شد
که این عالم شد آن دیگر خدا شد
هوش مصنوعی: جهان قدیم و جدید از یکدیگر جدا شدند، به طوری که این عالم به وجود آمد و آن عالم به خدا تبدیل شد.
دو عالم ما سوی الله است بیشک
معین شد حقیقت بهر هر یک
هوش مصنوعی: این دنیا و دنیای دیگر جز خداوند چیزی نیست و بهطور قطع حقیقت برای هر یک از ما مشخص شده است.
دویی ثابت شد آنگه این محال است
چه جای اتصال و انفصال است
هوش مصنوعی: اگر ما به وجود دو چیز ثابت اعتراف کنیم، چطور ممکن است که به وصل یا جدایی آنها فکر کنیم؟
اگر عالم ندارد خود وجودی
خیالی گشت هر گفت و شنودی
هوش مصنوعی: اگر دانشمندی وجود نداشته باشد، هر گفتگو و شنیدنی بیمحتوا و صرفاً خیال خواهد بود.
تو ثابت کن که این و آن چگونه است
وگرنه کار عالم باژگونه است
هوش مصنوعی: اگر تو میتوانی نشان دهی که هر چیزی چگونه است، پس خوب است؛ وگرنه، کار جهان به هم ریخته و نادرست خواهد بود.
چه خواهد مرد معنی زان عبارت
که دارد سوی چشم و لب اشارت
هوش مصنوعی: معنی این گفته این است که منظور و مفهوم آن عبارت چه تاثیری میتواند داشته باشد، وقتی که خود آن به سمت چشم و لب اشاره میکند. در واقع، اگر اشاره بدن یا حالت چهره وجود داشته باشد، کلمات و عبارات ممکن است اهمیت کمتری پیدا کنند.
چه جوید از سر زلف و خط و خال
کسی کاندر مقامات است و احوال
هوش مصنوعی: کسی که در مراحل و وضعیتهای مهم زندگی خود قرار دارد، به دنبال زیباییهای ظاهری مانند موهای بافتدار و نشانههای صورت نیست.
شراب و شمع و شاهد را چه معنی است
خراباتی شدن آخر چه دعوی است
هوش مصنوعی: مفهوم این بیت این است که وقتی آدم در دنیای بزم و خوشگذرانی است، زیبا و لذتبخش بودن شراب، شمع و معشوقه چه اهمیتی دارد؟ در نهایت، چه دلیلی برای این سبک زندگی و به فساد رفتن وجود دارد؟
بت و زنار و ترسایی در این کوی
همه کفر است ورنه چیست بر گوی
هوش مصنوعی: در این محله، بت پرستی، ازدواج با زنا و مسیحیت همگی کفر به حساب میآیند، وگرنه حقیقت چیست که در اینجا گفته میشود؟
چه میگویی گزاف این جمله گفتند
که در وی بیخ تحقیقی نهفتند
هوش مصنوعی: میپرسی چرا در این سخن بیدلیل صحبت کردند، در حالی که حقایق مهمی در آن نهفته است؟
محقق را مجازی کی بود کار
مدان گفتارشان جز مغز اسرار
هوش مصنوعی: محقق در کار خود نباید تنها به ظاهر بیندیشد. سخنان آنها تنها قسمتی از حقیقت را در بر دارد و باید به عمق آنها و اسرار نهفته در آنها توجه کرد.
کسی کو حل کند این مشکلم را
نثار او کنم جان و دلم را
هوش مصنوعی: کسی که بتواند مشکل مرا حل کند، جان و دل خود را به او تقدیم خواهم کرد.
رسول آن نامه را برخواند ناگاه
فتاد احوال او حالی در افواه
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر آن نامه را خواند، ناگهان حال او تغییر کرد و همه از او حرف میزدند.
در آن مجلس عزیزان جمله حاضر
بدین درویش هر یک گشته ناظر
هوش مصنوعی: در آن مجلس، همه عزیزان حضور داشتند و هر کدام به این درویش، توجه و نگاهی داشتند.
یکی کو بود مرد کاردیده
ز ما صد بار این معنی شنیده
هوش مصنوعی: کسی که دارای تجربه و دقت باشد، این مفهوم را بارها شنیده و میداند.
مرا گفتا جوابی گوی در دم
کز آنجا نفع گیرند اهل عالم
هوش مصنوعی: مرا گفتند که در این لحظه جوابی بده که اهل دنیا از آن بهرهمند شوند.
بدو گفتم چه حاجت کین مسائل
نبشتم بارها اندر رسائل
هوش مصنوعی: به او گفتم چرا به این مسائل اهمیت میدهی، من بارها در نوشتههایم به این موضوعات پرداختهام.
بلی گفتا ولی بر وفق مسئول
ز تو منظوم میداریم مأمول
گفتند بله ولی همانند کسی که سؤال ها را پرسیده، ما هم امید (مأمول) داریم تو به شعر و به صورت منظوم پاسخ بگویی.
پس از الحاح ایشان کردم آغاز
جواب نامه در الفاظ ایجاز
هوش مصنوعی: بعد از اینکه آنها بسیار اصرار کردند، من شروع به پاسخ دادن به نامه کردم و سعی کردم جواب را با جملات مختصر و بدون زیادهگویی بیان کنم.
به یک لحظه میان جمع بسیار
بگفتم جمله را بیفکر و تکرار
هوش مصنوعی: در یک لحظه و در میان جمعیت زیاد، بدون فکر کردن و فقط به صورت تکراری، حرفی را زدم.
کنون از لطف و احسانی که دارند
ز من این خردگیها در گذارند
هوش مصنوعی: حالا به خاطر لطف و مهربانیهایی که نسبت به من دارند، این مشکلات و زحمتها را نادیده بگیرند.
همه دانند کین کس در همه عمر
نکرده هیچ قصد گفتن شعر
هوش مصنوعی: همه میدانند که این فرد در تمام عمرش هیچگاه قصد نداشته که شعری بگوید.
بر آن طبعم اگر چه بود قادر
ولی گفتن نبود الّا به نادر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه استعداد من به بیان احساساتم قادر است، اما نتوانستم جز به ندرت آن را به زبان بیاورم.
به نثر ارچه کتب بسیار میساخت
به نظم مثنوی هرگز نپرداخت
هوش مصنوعی: هرچند بسیاری از کتب را به نثر نوشت، اما هرگز به سرودن مثنوی نپرداخت.
عروض و قافیه معنی نسنجد
به هر ظرفی درون معنی نگنجد
هوش مصنوعی: وزن و قافیه نمیتوانند معنای واقعی را اندازهگیری کنند؛ همچنان که در هر ظرفی، معنای عمیق جا نمیشود.
معانی هرگز اندر حرف ناید
که بحر قلزم اندر ظرف ناید
هوش مصنوعی: معانی هرگز در کلمات جا نمیگیرند، همانطور که دریای عمیق در یک ظرف نمیتواند قرار بگیرد.
چو ما از حرف خود در تنگناییم
چرا چیزی دگر بر وی فزاییم
هوش مصنوعی: وقتی خودمان در محدودیت و تنگنایی هستیم، چرا باید چیز دیگری به مشکلاتمان اضافه کنیم؟
نه فخر است این سخن کز باب شکر است
به نزد اهل دل تمهید عذر است
هوش مصنوعی: این سخن به معنای پر افتخار بودن نیست، بلکه به خاطر شکرگزاری است و برای افرادی که دلشان پاک است، یک نوع توجیه یا عذر به حساب میآید.
مرا از شاعری خود عار ناید
که در صد قرن چون عطار ناید
هوش مصنوعی: من از این که شاعر باشم شرمنده نیستم، حتی اگر باید صد سال منتظر بمانم تا به بزرگی عطار برسم.
اگرچه زین نمط صد عالم اسرار
بود یک شمّه از دکان عطار
هوش مصنوعی: هرچند که در این سبک، رازها و اطلاعات بسیاری نهفته است، اما تنها یک گوشه از فهم آن به اندازهی مغازهی یک عطار است.
ولی این بر سبیل اتفاق است
نه چون دیو از فرشته استراق است
هوش مصنوعی: این موضوع بر اساس شانس و تصادف پیش آمده است و نه مانند دیو که از فرشته الهام بگیرد.
علی الجمله جواب نامه در دم
نبشتم یک به یک نه بیش نه کم
هوش مصنوعی: به طور کلی، من در یک لحظه پاسخ نامه را نوشتم، نه زیاد نه کم، دقیقاً همانطور که باید.
رسول آن نامه را بستد به اعزاز
وز آن راهی که آمد باز شد باز
هوش مصنوعی: پیامبر آن نامه را با احترام گرفت و از آن مسیری که آمده بود، دوباره بازگشت.
دگرباره عزیزی کار فرمای
مرا گفتا بر آن چیزی بیفزای
هوش مصنوعی: عزیزم دوباره به من گفت که چیزی به کارهایم اضافه کنم.
همان معنی که گفتی در بیان آر
ز عین علم با عین عیان آر
هوش مصنوعی: هر آنچه را که گفتی، به گونهای بیان کن که در واقعیت و علم محض همراستا باشد.
نمیدیدم در اوقات آن مجالی
که پردازم بدو از ذوق حالی
هوش مصنوعی: در آن زمانها، فرصتی برای من پیش نمیآمد که از شوق و ذوق خودم با او صحبت کنم.
که وصف آن به گفت و گو محال است
که صاحب حال داند کان چه حال است
هوش مصنوعی: توصیف حال کسی که در همان حال قرار دارد، غیرممکن است؛ تنها خود او میداند که چه احساسی دارد.
ولی بر وفق قول قائل دین
نکردم رد سؤال سائل دین
هوش مصنوعی: من به گفتههای کسی که در دین صحبت کرده، پاسخ منفی ندادم و سؤالهای او را بیپاسخ نگذاشتم.
پی آن تا شود روشنتر اسرار
درآمد طوطی طبعم به گفتار
هوش مصنوعی: برای اینکه رازهای وجودم بیشتر روشن شود، طوطی درونم با سخنانش به میدان میآید.
به عون و فضل و توفیق خداوند
بگفتم جمله را در ساعتی چند
هوش مصنوعی: با کمک و فضل و راهنمایی خداوند، توانستم همه چیز را در مدت زمان کوتاهی بیان کنم.
دل از حضرت چو نام نامه درخواست
جواب آمد به دل کین گلشن ماست
هوش مصنوعی: وقتی دل از حضرت درخواست جوابی کرد، به او چنین رسید که این باغ و گلستان متعلق به ماست.
چو حضرت کرد نام نامه گلشن
شود زان چشم دلها جمله روشن
هوش مصنوعی: وقتی که وجود مبارکحضرت نامی را برگزید، باعث میشود که باغ گلها پر از شکوفه شود و نگاه دلها به روشنی و نورانیت بیفتد.