برگردان به زبان ساده
به نام آن که جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
هوش مصنوعی: به نام کسی که به ما آموخت چگونه فکر کنیم و زندگی را درک کنیم. اوست که نور حقیقت را در دلهایمان روشن میکند.
ز فضلش هر دو عالَم گشت روشن
ز فیضش خاک آدم گشت گلشن
هوش مصنوعی: به برکت وجود او، هر دو جهان پرنور شد و به خاطر نعمتهایش، خاک آدم به باغی سرسبز تبدیل گردید.
توانایی که در یک طرفةالعین
ز کاف و نون پدید آورد کَونین
هوش مصنوعی: قدرتی که میتواند در یک چشم به هم زدن وجود و هستی را به وجود آورد.
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد
هوش مصنوعی: وقتی قاف قدرت به قلم دمید، هزاران نقش و تصویر بر صفحه خالی جهان نقش بست.
از آن دم گشت پیدا هر دو عالَم
وز آن دم شد هویدا جان آدم
هوش مصنوعی: از آن لحظه، هر دو جهان روشن شد و از همان لحظه، روح آدمی به نمایش درآمد.
در آدم شد پدید این عقل و تمییز
که تا دانست از آن اصل همه چیز
هوش مصنوعی: در وجود انسان عقل و توانایی تشخیص پدید آمد که به واسطه آن توانست از ریشه و منشأ هر چیزی آگاهی پیدا کند.
چو خود را دید یک شخص معیّن
تفکّر کرد تا خود چیستم من
هوش مصنوعی: یک فرد خاص وقتی به خود نگاه کرد، در اندیشه فرو رفت و شروع کرد به بررسی اینکه من چه کسی هستم.
ز جزوی سوی کلّی یک سفر کرد
وز آنجا باز بر عالَم گذر کرد
هوش مصنوعی: از بخش کوچکتری به سوی کلانتر سفر کرد و از آنجا دوباره به عالم بازگشت.
جهان را دید امر اعتباری
چو واحد گشته در اعداد ساری
هوش مصنوعی: دنیا را همچون یک واحد میبینیم که در میان اعداد و شمارشها پراکنده شده است.
جهان خلق و امر از یک نفَس شد
که هم آن دم که آمد باز پس شد
هوش مصنوعی: جهان و همه موجودات آن به یک نفس و دم خلق شدند، اما همان لحظه که به وجود آمدند، دوباره به حالت قبلی خود بازگشتند.
ولی آن جایگه آمد شدن نیست
شدن چون بنگری جز آمدن نیست
هوش مصنوعی: اما در آن مکان، جایی برای تغییر و دگرگونی وجود ندارد؛ وقتی به اطراف نگاه میکنی، فقط آمدن و ورود احساس میشود، نه هیچ چیز دیگری.
به اصل خویش راجع گشت اشیا
همه یک چیز شد پنهان و پیدا
هوش مصنوعی: همه اشیاء به ذات اصلی خود بازگشتند و چیزی که پنهان و نمایان بود، یکی شد.
تعالی الله قدیمی کو به یک دم
کند آغاز و انجام دو عالَم
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و قدیم، با یک لحظه میتواند آغاز و پایان دو جهان را رقم بزند.
جهان خلق و امر اینجا یکی شد
یکی بسیار و بسیار اندکی شد
هوش مصنوعی: در اینجا، آفرینش و فرمان الهی به هم پیوسته و یکی شده است. همچنین، تعداد زیادی نسبت به مفهوم وجودی خود، به حالت کمتری تبدیل شدهاند.
همه از وهم توست این صورت غیر
که نقطه دایرهست از سرعت سیر
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که میبینی و احساس میکنی، از تصورات ذهنی تو نشأت میگیرد. واقعیتهای موجود، تنها سایههایی از درک تو هستند، همانطور که نقطهای در دایره به دلیل حرکت سریعش به نظر میرسد.
یکی خط است از اوّل تا به آخر
بر او خلق جهان گشته مسافر
هوش مصنوعی: یک خط دراز وجود دارد که از ابتدا تا انتها کشیده شده و همه موجودات جهان در آن به سفر میپردازند.
در این ره انبیا چون ساربانند
دلیل و رهنمای کاروانند
هوش مصنوعی: در این مسیر، پیامبران مانند سرپرستان کاروان هستند که راه را نشان میدهند و هدایت میکنند.
وز ایشان سیّد ما گشته سالار
هم او اوّل هم او آخر در این کار
هوش مصنوعی: از میان آنها، سید ما به عنوان رهبر شناخته میشود، که او هم آغاز کار است و هم پایان آن.
احد در میم احمد گشت ظاهر
در این دور اوّل آمد عین آخر
هوش مصنوعی: در این مرحله از تاریخ، وجود احمد (پیامبر اسلام) به وضوح نشان داده شد و این آغازین ظهور او بود، در حالی که در حقیقت نمایانگر حقیقت نهایی و کامل او نیز هست.
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است
هوش مصنوعی: بین احمد و احد فقط یک حرف "م" تفاوت وجود دارد، اما این یک حرف تمام جهان را در خود غرق کرده است.
بر او ختم آمده پایان این راه
در او مُنزل شده «اُدعوا اِلَی الله»
هوش مصنوعی: این شعر به مفهومی اشاره دارد که در آن به پایان راهی اشاره میشود که به حقیقت و معنای حقیقی منتهی میشود. در این مسیر، ذکر خداوند و دعوت به سوی او به عنوان هدف اصلی و مقصد نهایی معرفی شده است. به نوعی، این ابیات بیانگر این است که با درک و توجه به خداوند، انسان به کمال و هدف نهایی خود دست پیدا میکند.
مقام دلگشایش جمع جمع است
جمال جانفزایش شمع جمع است
هوش مصنوعی: وضعیتی که دل را شاد و خرم میکند، به خاطر وجود جمعی از افراد است و زیباییای که جان را سرشار از نشاط میکند، همانند شعلهای است که در جمع آتش میگیرد.
شده او پیش و دلها جمله از پی
گرفته دست دلها دامن وی
هوش مصنوعی: او در جلو قرار گرفته و همگان به دنبالش هستند، دلها همه به سوی او کشیده شده و دامنش را گرفتهاند.
در این ره اولیا باز از پس و پیش
نشانی دادهاند از منزل خویش
هوش مصنوعی: در این مسیر، اولیا و نیکان نشانههایی از منزلت و جایگاه خود به جلو و عقب گذاشتهاند تا دیگران بتوانند به آنها راه پیدا کنند.
به حدّ خویش چون گشتند واقف
سخن گفتند در معروف و عارف
هوش مصنوعی: وقتی هر کس به اندازه خود آگاهی یافت، شروع به صحبت در مورد حقایق و شناختهای خود کرد.
یکی از بحر وحدت گفت اَنَا الحق
یکی از قرب و بعد و سیر زورق
هوش مصنوعی: یکی از وادیهای وحدت ادعا کرد که من حقیقت هستم، در حالی که دیگری از فاصله و حرکت کشتی سخن میگوید.
یکی را علم ظاهر بود حاصل
نشانی داد از خشکی ساحل
هوش مصنوعی: یک نفر علمی داشت که به وضوح قابل مشاهده بود و نشانی از بیحالی و بیثمر بودن را از خشکی ساحل نشان داد.
یکی گوهر برآورد و هدف شد
یکی بگذاشت آن نزد صدف شد
هوش مصنوعی: یک نفر مرواریدی را بیرون آورد و هدفش مشخص شد، و دیگری آن را کنار گذاشت و به صدف سپرد.
یکی در جزو و کل گفت این سخن باز
یکی کرد از قدیم و مُحدِث آغاز
هوش مصنوعی: یکی در مورد جزء و کل صحبت کرد و این سخن را دوباره یکی دیگر مطرح کرد، که هم قدیم بود و هم جدید.
یکی از زلف و خال و خط بیان کرد
شراب و شمع و شاهد را عیان کرد
هوش مصنوعی: یکی از معشوقه، با اشاره به مو و خال و خطوط صورتش، شراب و شمع و خود را به وضوح نشان داد.
یکی از هستی خود گفت و پندار
یکی مستغرق بت گشت و زنّار
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی از واقعیت و وجود خود صحبت میکند و به وضعیتی اشاره دارد که تحت تاثیر افکار یا تصوراتش قرار گرفته و به نوعی در آن غرق شده است. به عبارتی، فرد به جای اینکه در حقیقت زندگی کند، در دنیای خیالات و اندیشههایش غوطهور است.
سخنها چون به وفقِ منزل افتاد
در افهام خلایق مشکل افتاد
هوش مصنوعی: وقتی سخنان با مکان و زمان مناسب خود هماهنگ شوند، درک آنها برای مردم دشوار میشود.
کسی را کاندر این معنی است حیران
ضرورت میشود دانستن آن
هوش مصنوعی: کسی که در این موضوع تأمل میکند، به خاطر اهمیت آن ناچار به دانستن و فهمیدن میشود.