برگردان به زبان ساده
بدان اوّل که تا چون گشت موجود
کز او انسانِ کامل گشت مولود
هوش مصنوعی: بدان که نخستین چیزی که به وجود آمد، همان است که از آن انسان کامل زاده شد.
در اطوارِ جمادی بود پیدا
پس از روحِ اضافی گشت دانا
هوش مصنوعی: در مراحل اولیه حیات، حالتهای بیجان و بیروح وجود داشت، اما پس از آن، آگاهی و بصیرتی به وجود آمد.
پس آنگه جنبشی کرد او ز قدرت
پس از وی شد ز حق صاحب ارادت
هوش مصنوعی: سپس او از روی قدرت حرکتی انجام داد و بعد از او، راهنمای حقیقی صاحب اراده شد.
به طفلی کرد باز احساسِ عالم
در او بالفعل شد وسواسِ عالم
هوش مصنوعی: شخصی که احساسات و افکار خود را به یک کودک برمیگرداند، در واقع به او توانایی درک و احساسات عمیق جهان را میدهد. این احساسات و دغدغهها به صورت کاملاً زنده و واقعی در وجود او بیدار میشود.
چو جزویّات شد بر وی مرتّب
به کلّیّات ره برد از مرکّب
هوش مصنوعی: وقتی جزئیات به صورت منظم و مرتب در میآیند، به کمال و کلیات میرسند و از حالت پیچیده و مرکب خارج میشوند.
غضب شد اندر او پیدا و شهوت
وز ایشان خاست بخل و حرص و نخوت
هوش مصنوعی: در درون او خشم نمایان شد و تمایلات نفسانی بروز کرد، و از این حالتها، بخیل بودن، طمع و فخر فروشی به وجود آمد.
به فعل آمد صفتهای ذمیمه
بَتر شد از دد و دیو و بَهیمه
هوش مصنوعی: کارهایی که با صفات زشت انجام میشوند، از رفتارهای وحشیانه و بدتر از جانوران نیز به مراتب بدتر شدهاند.
تنزّل را بود این نقطه اسفَل
که شد با نقطهٔ وحدت مقابل
هوش مصنوعی: این جمله به بیان نقطهای میپردازد که در آن تنزّل یا پایین آمدن آغاز میشود و این نقطه به نوعی مقابل با وحدت یا یگانگی قرار دارد. در واقع، زمانی که به پایینترین سطح میرسیم، این نقطه به نوعی نشاندهنده فاصلهگیری از حالت یگانگی و هماهنگی است.
شد از افعال، کثرت بینهایت
مقابل گشت از این رو با بدایت
هوش مصنوعی: از کارهای بسیاری که انجام شده، تعداد بیشماری شکل گرفته است و به همین دلیل در آغاز، به نتیجههایی رسیدهایم.
اگر گردد مقیّد اندر این دام
به گمراهی بود کمتر ز اَنعام
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دام گمراهی گرفتار شود، وضعیت او کمتر از حالتی است که حیوانات اهلی باشند.
و گر نوری رسد از عالمِ جان
ز فیضِ جذبه یا از عکسِ برهان
هوش مصنوعی: اگر نوری از عالم دل و روح به ما برسد، این نور یا از برکت جذبهای الهی است یا از تصویر و نشانهای روشن.
دلش با نورِ حقّ همراز گردد
از آن راهی که آمد باز گردد
هوش مصنوعی: دلش با نور حقیقت آشنا میشود و از مسیری که رفته، دوباره برمیگردد.
ز جذبه یا ز برهانِ یقینی
رهی یابد به ایمانِ یقینی
هوش مصنوعی: به واسطهٔ جاذبه یا دلایل محکم، انسان میتواند به ایمان واقعی و مطمئن دست پیدا کند.
کند یک رجعت از سِجّینِ فُجّار
رخ آرد سوی عِلّیینِ اَبرار
هوش مصنوعی: از دنیای بدیها و گناهان بازگشتی خواهد بود که چهرهای به سوی عالم نیکان و خوبان مینمایاند.
به توبه متصّف گردد در آن دَم
شود در اصطفا ز اولادِ آدم
هوش مصنوعی: در آن لحظه که فردی به توبه میپردازد، او به صفاتی نیکو دست مییابد و به نوعی از نسل آدم برگزیده میشود.
ز افعالِ نکوهیده شود پاک
چو ادریسِ نبی آید بر افلاک
هوش مصنوعی: هنگامی که انسان از کارهای ناشایست خود توبه کند و پاک شود، مانند نبی ادریس خواهد شد که در آسمانها مقام و مرتبهای بلند دارد.
چو یابد از صفاتِ بد نجاتی
شود چون نوح از آن صاحب ثباتی
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از ویژگیهای ناپسند رها شود، به مانند نوح به موقعیتی پایدار و مطمئن دست مییابد.
نماند قدرتِ جزویش در کلّ
خلیلآسا شود صاحب توکّل
هوش مصنوعی: وقتی که قدرتهای جزئی و فردی انسان از میان برود و او به مسائل کلان و بزرگتر توجه کند، مانند خلیل میشود و به اعتماد و توکل بر خدا میرسد.
ارادت با رضای حق شود ضَمّ
رود چون موسی اندر بابِ اعظم
هوش مصنوعی: محبت و سرسپردگی انسان به اراده خداوند، مانند پیوستن دو جریان آب به یکدیگر است، همانطور که موسی به رازهای بزرگ و مهم راه یافت.
ز علمِ خویشتن یابد رهائی
چو عیسیِ نبی گردد سمائی
هوش مصنوعی: انسان با آگاهی و دانشی که از درون خود به دست میآورد، به آزادی میرسد، مانند عیسی پیامبر که به آسمانها صعود کرد.
دهد یکباره هستی را به تاراج
درآید از پی احمد به معراج
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی به مقام و مرتبهای بالا میرسد، تمامی هستی و آنچه دارد را به راحتی میتواند از دست بدهد و در مسیر رسیدن به کمال و معنویت به موفقیتهایی دست یابد.
رسد چون نقطهٔ آخر به اوّل
در آنجا نه مَلَک گنجد نه مُرسَل
هوش مصنوعی: وقتی به پایان برسد و به نقطهٔ آغازین برگردد، آنجا نه جایی برای فرشتگان است و نه جایی برای پیامبران.