برگردان به زبان ساده
ای خجل از رخ تو ماه تمام
آفتابی و سایهٔ تو انام
هوش مصنوعی: ای کس که از زیبایی تو شرمنده است، تو همچون ماهی کامل درخشان و روشنی بخش هستی و سایهٔ تو بر همه موجودات افتاده است.
دیدنی جز رخ تو نیست حلال
خوردنی جز غم تو نیست حرام
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز چهره تو زیبا و قابل دیدن نیست و هیچ غذایی جز غم تو مجاز برای خوردن نیست.
می شود انگبین چو بوسه دهد
لب لعل تو بر کنارهٔ جام
هوش مصنوعی: اگر لبهای سرخ تو بر لبهٔ جام بوسه بزنند، شهد شیرین جاری میشود.
از حدیث لبت به شیرینی
چون شکر شد زبانم اندر کام
هوش مصنوعی: از گفتار تو به قدری لذت بردم که زبانم شیرین و خوشایند شد، مثل طعم شکر.
از در تو ثنا بود نفرین
وز لب تو دعا بود دشنام
هوش مصنوعی: از در تو، ستایش و تعریف میآید و از لبهای تو، دعا و آرزو برای خیر و نیکویی شنیده میشود، در حالی که نفرین و ناسزا از دیگران به میرسد.
همچو پسته ز نسبت چشمت
خنده در پوست میزند بادام
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند پستهای هستند که خندهاش از پوستش بیرون میزند، مانند بادام.
زر ندارم که ریزم اندر پات
مردمم جان نمیدهند به وام
هوش مصنوعی: من پولی ندارم که برایت هزینه کنم و مردم حاضر نیستند جانشان را به خاطر وام به خطر بیندازند.
دل من از هوات مضطر گشت
باد از بحر میبرد آرام
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو بیتاب و اضطراب شده و همچون بادی که از دریا میوزد، آرامش را از دست داده است.
ختم کردیم عشق را بر تو
قطع کردم نماز را به سلام
هوش مصنوعی: من عشق را به تو پایان دادم و به خاطر این، دیگر نماز را با سلام شروع نکردم.
عاشق تو ز غیر مستغنیست
تیغ چوبین نمیخوهد بهرام
هوش مصنوعی: عاشق تو به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد و تنها به عشق تو وابسته است؛ او حتی به وسیلهای ساده مانند چوب هم راضی نیست.
جان و دل سوی طاق ابروی تو
رو به محراب کرده همچو امام
هوش مصنوعی: جان و دل من به خاطر زیباییهای ابروی تو همچون امامی که به محراب نماز میایستد، خضوع و تعبد پیدا کردهاند.
صف کشیده جماعتی و، مرا
در قفا ایستاده بهر ملام
هوش مصنوعی: گروهی ایستادهاند و من در پشت آنها قرار دارم، تا به خاطر سرزنشها و ملامتها ضربه بخورم.
بی رخ آفتاب زنگ شمار
ماه بر روی چرخ آینهفام
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به بینوری و تاریکی دارد که در absence نور خورشید احساس میشود. هنگامی که خورشید وجود ندارد، بر روی ماه مانند یک آینه، زنگار و کدورت نمایان میشود و نشاندهنده حالتی غمگین و سرد است. به طور کلی میتوان گفت که این تصویر به نوعی ناپایداری و فقدان نور و روشنی در زندگی اشاره دارد.
از رخ و از لبت نشان دادند
گل خندان و غنچهٔ بسام
هوش مصنوعی: از چهره و لبهای تو، زیبایی و شادی گل و غنچه را نشان دادند.
روی تو ای به لطف نامآور
با چنان حسن در میام انام
هوش مصنوعی: ای تو که با لطف و زیباییات در میان مردم به خوبی شناخته شدهای.
هست چون ماه بدر در شبها
هست چون روز عید در ایام
هوش مصنوعی: در شبها مانند ماه کامل میدرخشد و در روزهای عید مثل جشن و شادابی است.
در چمن بی گل رخت ما را
هست بلبل خروس بیهنگام
هوش مصنوعی: در میان چمن، در حالی که خبری از گل زیبا نیست، ما همچنان به یاد تو هستیم، مثل بلبلی که در صبح زود و بیصدایی آواز میخواند.
ای عذاب غم تو خاصان را
همچو اندر بهشت رحمت عام
هوش مصنوعی: ای درد و غم تو، بر دوستان و نزدیکان، مثل رحمت و نعمت عمومی در بهشت است.
دانهٔ خال توست آن ملواح
که کند مرغ روح را در دام
هوش مصنوعی: دانهٔ خال تو، آن نقطه سحرآمیز است که روح را به دام میاندازد.
عاشقی را که چون تو معشوقیست
باخت باید دو کون را در گام
هوش مصنوعی: عاشقی که معشوقش مانند تو باشد، باید در عشق خود تا آخرین حد ممکن تلاش کند و به خاطر این عشق همه چیزش را به خطر بیندازد.
مملکت همچو مصر میباید
خواجهای را که یوسف است غلام
هوش مصنوعی: کشور مثل مصر به یک مرد بزرگ و بااستعداد نیاز دارد که مانند یوسف درخشان و باهوش باشد.
پیش آن رخ که سرخ چون لاله است
شد سیهرو گل سپید اندام
هوش مصنوعی: به خاطر آن چهرهای که رنگش مثل لالهی سرخ است، رنگپریده و سیاهرو میشود و بدنش به سفیدی گل درمیآید.
ای ز تحریر ذکر تو گشته
همچو طوطی سخن گزار اقلام
هوش مصنوعی: ای که نام تو را مانند طوطی تکرار میکنم، نوشتههایم تحت تأثیر ذکر تو قرار گرفتهاند.
تا گل روی تو ندید نداد
نحل طبع من انگبین کلام
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهره گلگون تو را ندیدهام، هیچچیزی برای گفتن و آهنگ کلامم نداشتهام.
تا نمیرم ز تو نگردم باز
شهد را چون مگس کنم ابرام
هوش مصنوعی: تا زمانی که از عشق تو نمیمیرم، مانند مگس بر گرد شهد نمینشینم و اصرار نمیکنم.
بهر رویت تبارک الله خواند
نطفه در صلب و مضغه در ارحام
هوش مصنوعی: به خاطر وجود تو، خدا را سپاس میگویم که نطفه را در ناحیه کمر و جنین را در رحم قرار داده است.
فلکی ثنای توست اثیر
عنصری مدیح توست اجرام
هوش مصنوعی: عالم و آسمان به ستایش تو مشغول است و اجرام آسمانی نشانهی عظمت تو هستند.
چه عجب گر چو سیف فرغانی
کاتب مدح تو شوند کرام
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر مانند سیف فرغانی، نویسندگانی که به تو مدح میگویند، افراد نیکوکار و بزرگوار شوند.