برگردان به زبان ساده
گرت از سیم زبانست و سخن زر گویی
از زر و سیم به آنست که کمتر گویی
هوش مصنوعی: اگر زبان تو مثل نقره باشد و سخن تو مثل طلا، به این معنی است که کمتر سخن میگویی تا ارزش کلامت بیشتر باشد.
شعر در دولت این سیم پرستان گدا
کمتر از خاک بود گر ز پی زر گویی
هوش مصنوعی: شعر در زمان کسانی که فقط به طلا و ثروت اهمیت میدهند، ارزشش از خاک کمتر است، اگر تنها بخواهی به دنبال زر باشی.
شعر با همت عارف که چو چرخ است بلند
پست باشد اگر {از} عرش فروتر گویی
هوش مصنوعی: شعر با تلاش و اراده عارف به اندازهای ارزشمند و بلندمرتبه است که اگر از عرش یا جایگاهی بالا صحبت کند، به طرز معناداری به نظر میرسد.
گر ترا در چمن روح گل عشق شکفت
قول با بلبل خوش نغمه برابر گویی
هوش مصنوعی: اگر در باغ، روح گل عشق در وجودت شکوفا شود، مانند بلبل با نغمهای زیبا، میتوانید با صدای دلنشین خود سخن بگویید.
جهد کن تا ز سحاب غم جانان چو صدف
قطرهای در دهنت افتد و گوهر گویی
هوش مصنوعی: تلاش کن تا از ابرهای غم عشق، مانند صدفی که قطرهای را در دهانش بگیرد، ذرهای از شادی به دست آوری و گویی که آن را به عنوان گوهری ارزشمند در خود داشته باشی.
در غزل دلبر یوسف رخ عیسی دم را
سزد ار همچو ملک روح مصور گویی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت دلبر اشاره میکند و میگوید که اگر چهره او مانند چهره یوسف باشد، در این صورت شایسته است که مانند روحی زیبا و مجسم، وصف شود. به عبارت دیگر، زیبایی دلبر آنقدر برجسته است که اگر کسی بخواهد او را توصیف کند، نمیتواند به توصیفاتی فراتر از این زیبایی دست یابد.
دل خود سرد کن از غیر و ز شور عشقش
نفسی گرم بزن تا سخنی تر گویی
هوش مصنوعی: دل خود را از دیگران خالی کن و با عشق او به خودت قوت ببر، تا بتوانی سخنی تازه و دلنشین بگویی.
از پی جلوهٔ طاووس جمالش خود را
طوق زرین کنی ار سجع کبوتر گویی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خاطر زیبایی و جلوهٔ خیرهکنندهاش خود را زینت بدهی، مانند طوقی از طلا، باید سخن بگویی که از لطافت و زیبایی آن به کبوتر شبیه باشد.
بلبل ناطقه را شور چو در طبع افتد
از پی گل رخ خود شعر چو شکر گویی
هوش مصنوعی: در زمانهایی که بلبل به شعر گفتن مشتاق میشود و وقتی که طبعش از دیدن گل زیبایی به شوق میآید، مانند کسی که شکر میگوید، به وصف زیبایی آن گل میپردازد.
ملک از چرخ فرود آید و در رقص آید
گر تو زین پرده چو مطرب غزلی برگویی
هوش مصنوعی: اگر تو از پرده پنهان سخنی زیبا بگویی، حتی فرشتگان نیز از آسمان فرود میآیند و به رقص درمیآیند.
خلق را شعر تو از دوست مذکِر باشد
همچو واعظ سخن ار بر سر منبر گویی
هوش مصنوعی: شعر تو برای مردم یادآور دوست است، همانطور که واعظ در بالای منبر سخن میگوید.
در شب گور تو چون روز چراغی گردد
هر سخن کز پی آن شمع منور گویی
هوش مصنوعی: در شب قبر تو، هر کلمهای که بر سر آن شمع روشن بگویی، مانند روز روشن خواهد بود.
چون کف دوست کند دست سؤالت را پر
همچو خواهندهٔ نان هرچه براین در گویی
هوش مصنوعی: زمانی که دست دوست، سؤال تو را پر میکند، مانند کسی است که در جستجوی نان است؛ هر چه بر در بگویی، او به تو پاسخ خواهد داد.
گرچه هر چیز که تکرار کنی خوش نبود
خوش بود گر سخن دوست مکرر گویی
هوش مصنوعی: هرچند تکرار چیزها معمولاً خوشایند نیست، اما اگر سخن دوست را چندبار بگویی، همچنان لذتبخش و خوشایند خواهد بود.
سیف فرغانی دم درکش و او را مستای
مشک را مدح بناشد که معطر گویی
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به درگاه کسی حاضر میشود و او را با بوی خوش مشک ستایش میکند، گویی که عطر این ماده در فضا پخش شده است.