برگردان به زبان ساده
جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم
آتش چو تیز شد بگذشت از سرآب چشم
هوش مصنوعی: روح انسان در عشق میسوزد و بدنش در اشکها غوطهور است. وقتی که آتش عشق به شدت شعلهور میشود، این احساسات دردناک را فراموش میکند و از اشکها عبور میکند.
ای از خیال رسته دندان چون درت
چون سینه صدف شده پرگوهر آب چشم
هوش مصنوعی: ای کسی که با خیال خود به کمال رسیدهای، دندانهای تو مانند درختی زیبا و سینهات همچون صدفی شده است که از آب چشمانت پر از گوهرهای ارزشمند است.
صیاد وار با دل صد رخنه همچو دام
جان ماهی خیال تو جوید در آب چشم
هوش مصنوعی: با دل پر از زخم و آسیب، همچون یک شکارچی، در آب چشمانت به دنبال ماهی آرزوی تو میگردم.
وقتست اگر رخ تو تجلی کند که هست
مارا بهشت کوی تو وکوثر آب چشم
هوش مصنوعی: اگر وقتی رخ زیبای تو نمایان شود، بهشت و سرچشمهی آب چشم من همین کوی تو خواهد بود.
هم ما کدیه کرده ازآن چهره نور روی
هم ابر وان خواسته زین چاکر آب چشم
هوش مصنوعی: ما از چهره نورانیات به خوبی آگاهیم و این ابرها به خاطر شوق و محبت به تو، مانند اشک از چشمانمان میریزد.
خاص ازبرای پختن سودای وصل تست
گر آتش دلست رهی را گر آب چشم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی برای رسیدن به معشوق و وصل او تلاش میکند، آتش عشق در دل او ایجاد میشود، و در کنار آن، اشک و غم نیز بخشی از این مسیر است. در واقع، این احساسات و دردها جزئی از عشق و آرزوی وصال هستند.
سرگشته ام چو چرخ ازین چشم سیل بار
این آسیانگر که نهادم برآب چشم
هوش مصنوعی: من مانند چرخشی بیهدف و گم شده هستم، به خاطر این چشمی که چون سیل، اشکهای بیپایانی را بر آب میچکاند.
بیماری هوای تو تن را ضعیف کرد
گر نبض او نمی نگری بنگر آب چشم
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که بدنم ضعیف شود. اگر نبض قلبم را نمیبینی، لااقل به اشکهایم نگاه کن تا بفهمی حال من چگونه است.
در ملک عشق خطبه بنام دلست ازآن
شاید که همچو سکه رود بر زر آب چشم
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق، گفتهها و پیامها تنها به دل اشاره دارند. از این رو، مانند سکهای که بر روی طلا میلغزد، اشکها نیز بر روی احساسات دل جاری میشوند.
در بزم عشق تو که غمست اندرو شراب
چون ساغری شد ستم ودر ساغر آب چشم
هوش مصنوعی: در میخانهای که عشق تو در آن حاکم است، غم و اندوه چندانی وجود ندارد. شراب در این بزم همانند ساغری است که پر از درد و رنج است و در ساغر، اشکهای چشمان من مانند آب جاری است.
پیچید دودآه و چو آتش زبانه زد
پیوست وگرم گشت بیکدیگر آب چشم
هوش مصنوعی: دود ناشی از آه تا بالا رفت و چون آتش شعلهور شد، به هم مرتبط گردید و آب چشمها گرم شد.
چندانکه بیش گریم غم کم نمی شود
فرزند غصه راست مگر مادر آب چشم
هوش مصنوعی: هر چقدر بیشتر گریه کنم، غم من کمتر نمیشود، غم و اندوه همچون فرزندی است که تنها با اشک مادرش آرام میگیرد.
خلقی گریستند ودر آن دل اثر نکرد
آن سنگ کی کند حرکت از هر آب چشم
هوش مصنوعی: مردم به شدت گریستند، اما این اشکها بر دل سنگین تأثیری نداشتند. آیا سنگ میتواند از هر قطره اشکی حرکت کند؟
گریم زجور هجر تو در پیش روی تو
مظلوم را گواست بر داور آب چشم
هوش مصنوعی: گریه کردن من از درد جدایی تو، خود به نوعی شهادت بر مظلومیت من است و آب چشمم، نشانهای است بر حکمتی که خداوند در این قضیه دارد.
در گرمی فراق لب سیف خشک دید
گفت اربوصل تشنه شدی می خور آب چشم
هوش مصنوعی: در گرمای دوری، لبهای سیف را خشک و بیآب دید و گفت: ای ارباب، تو تشنه شدهای، پس از آب چشمم بنوش.