برگردان به زبان ساده
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
هوش مصنوعی: ای معشوق، من تنها به خاطر زیباییات آرزو نمیکنم، چرا که مانند تو، من نیز خواستههای زیادی دارم که مانند مگسها به دور من میچرخند.
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
هوش مصنوعی: خوشبختی من از عشق تو به کسی که دو پادشاهی دارد به من میرسد. این شانس از آن من نیست، اما من همچنان این آرزو را دارم.
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
مرا آن کی شود حاصل که جانی دست رس دارم
هوش مصنوعی: بهای ارزشمند پیوستن به معشوق، تنها برای پادشاهان نیست. من زمانی میتوانم به آن دست یابم که جان و دل را در دست داشته باشم.
نظر کردم بهر کویی سگی چندین کسان دارد
بنزد آنکه کس باشد سگم گر جز تو کس دارم
هوش مصنوعی: به خیابان نگاه کردم و دیدم که چندین فرد، چندین سگ دارند. اما نزد من تنها تو هستی که به درد من میخوری؛ اگر غیر از تو کسی داشته باشم، آن را نمیخواهم.
ببوسه وعده یی کردی برآمد سالها تا من
ببوی آن شکرجانی چو طوطی در قفس دارم
هوش مصنوعی: تو وعده دادهای که مرا ببوسی، اما سالها گذشته و من هنوز در قفس مانند طوطی در انتظار بوی آن شکرینی هستم.
میان وصل و هجر امروز چون صبحست حال من
ز پیشم شب چه می بینی که خورشیدی ز پس دارم
هوش مصنوعی: حال من امروز مانند صبح است که در میانهی وصال و جدایی قرار دارم. تو که در مقابل من هستی، شب را چگونه میبینی، در حالی که من از پشت سرم، خورشید را دارم؟
عجب نبود گر از شعرم بمردم در فتد شوری
دلم با عشق تو گرمست و سوزی در نفس دارم
هوش مصنوعی: غریب نیست اگر از شعرم بمیرم، چون در دل من شوری وجود دارد و عشق تو را در خود حس میکنم و دمی که میزنم، حس سوزی درونم احساس میشود.
ز عشقت خاک اران را بآب چشم تر کردم
من مسکین ندانستم که در دیده ارس دارم
هوش مصنوعی: از عشق تو، من که بیچارهام، با اشکهایم زمین را تر کردم، ولی نمیدانستم که در چشمانم چه قرصی از درد وجود دارد.
بذکر سیف فرغانی سخن را گر بیالایم
سزد تا مستمع داند که من در آب خس دارم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم نام سیف فرغانی را بیاورم و از سخن او بگویم، مناسب است تا شنونده بفهمد که من هم از زیباییها و لطافتها در زندگیام صحبت میکنم.