برگردان به زبان ساده
ما جان فدای آن رخ نیکوش میکنیم
در مه نظر از آرزوی روش میکنیم
هوش مصنوعی: ما جانمان را برای آن چهره زیبا قربان میکنیم و در میان مه، با چشمدوختن به او، از روی آرزو و اشتیاق، به او مینگریم.
بیاو چنانکه عادت سوداپزان بود
هردم چو آب از آتش دل جوش میکنیم
هوش مصنوعی: بدون او، مانند عادت کسانی که دچار عشق و شیدایی هستند، همیشه از درون دلم آتش و جوش و خروش دارم.
بهر شراب شادی روز وصال او
هر شب هزار جرعه غم نوش میکنیم
هوش مصنوعی: برای اینکه در روزهای خوشی و وصل او شراب شادی بنوشیم، هر شب هزاران جرعه غم را مینوشیم.
گر نقره (پیش) آید و گر زر فتد به دست
در کار یار سیم بناگوش میکنیم
هوش مصنوعی: اگر نقرهای بیاید یا طلا به دست ما برسد، باز هم برای محبوبمان گوش را به آواز و نغمههای دلانگیز وقف میکنیم.
از طعنهای دشمن و غمهای دوستان
با او حدیث خویش فراموش میکنیم
هوش مصنوعی: با انتقادات دشمنان و دردی که از دوستان میکشیم، صحبتهای خود را فراموش میکنیم.
دشمن که دست ما به دهانش نمیرسد
چندین زباندرازی او گوش میکنیم
هوش مصنوعی: وقتی که نمیتوانیم به دشمن خود دسترسی پیدا کنیم و جوابش را بدهیم، مجبوریم به شنیدن حرفهای زیاد او گوش دهیم.
در کوی او دویم چو سگ هر شب و به روز
بر خاک راه خفته و خاموش میکنیم
هوش مصنوعی: هر شب در کوی او مثل سگی وفادار میدویم و روزها بر زمین دراز میکشیم و خاموش هستیم.
دشمن چو شبرو است چو سگ بانگ میزنیم
سگ در پی است خواب چو خرگوش میکنیم
هوش مصنوعی: وقتی دشمن مانند گرگی پنهان عمل میکند، ما صدای خود را بلند میکنیم تا او را متوجه وجود خود کنیم. در حالی که باید مانند خرگوش، آرام و بیصدا باشیم تا خواب آرامی داشته باشیم و در امان بمانیم.
بر یاد دوست هر شب با شاهد خیال
پا در فراش و دست در آغوش میکنیم
هوش مصنوعی: هر شب به یاد دوست، با تصور او در آغوش کسی دراز میکشیم و لذت میبریم.
ما در سماع خرقه خود چون قمیص گل
پاره ز عشق سرو قباپوش میکنیم
هوش مصنوعی: در حالت شور و نشاط، پوشش خود را مانند پیراهنی که از عشق به معشوق زیبا پاره شده، به تن میکنیم.
هر روز همچو سیف ز دلهای پر گهر
گنجی دفین هر شکن موش میکنیم
هوش مصنوعی: هر روز مانند سیف، از دلهای ارزشمند گنجهایی پنهان را کشف میکنیم.