برگردان به زبان ساده
الا ای غمت شادی جان ما
تویی راحت جان پژمان ما
هوش مصنوعی: ای غم تو شادی جان ما هستی و آرامش روح پژمان ما نیز هستی.
دلی کو جهانیست بردی، برو
چه افتاده یی در پی جان ما
هوش مصنوعی: دل تو که دنیایی را دربرگرفته است، آن را رها کن و بگذار به حال خود باشد، چرا که در پی جان ما چه بر سر تو آمده است؟
پری رویی از مردمت باک نیست
زدیوان نترسد سلیمان ما
هوش مصنوعی: زیبایانی از میان مردمان برایمان مهم نیستند، و سلیمان ما از دیوان و موجودات ترس ندارد.
غم تو چو کرد ازدل ما حرم
چو کعبه شریفست ارکان ما
هوش مصنوعی: غم تو مثل یک مکان مقدس در دل ما جای دارد، مانند کعبه که ارکانش محکم و با ارزش است.
چو از مشرب عشقت آبی خوریم
زدنیا بریده شود نان ما
هوش مصنوعی: وقتی از چشمه عشق تو سیراب شویم، دیگر از دنیا و مادیات قطع خواهیم شد.
چرا ما زمردم گدایی کنیم
جهان سر بسر ملک سلطان ما
هوش مصنوعی: چرا باید به دنبال چیزهای کم ارزش باشیم در حالی که تمام دنیا متعلق به سلطان ماست؟
همین بخت واقبال مارا بس است
که ما آن اوییم و اوآن ما
هوش مصنوعی: بخت و خوششانسی ما همین کافی است که ما او هستیم و او هم متعلق به ماست.
نگیریم چون عنکبوتان مگس
که عنقا شکارند مرغان ما
هوش مصنوعی: ما نباید مانند عنکبوتها به دنبال طعمهگیری بیفتیم، زیرا پرندگان ما به دنبال چیزهای بزرگتری هستند.
صبا چون گلی را گریبان گشود
بخاری درآویخت دامان ما
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی مانند گلی، پرده را کنار زد و بویی خوش به دامان ما نشاند.
ندانم که بی اینچنین خار وگل
بدست که بودی گریبان ما
هوش مصنوعی: نمیدانم که در نبود این همه مشکلات و زیباییها، چه کسی بود که دامن ما را میگرفت.
ننالم زفرقت اگر روز وصل
برآید ز شبهای هجران ما
هوش مصنوعی: اگر روز وصال فرا برسد، من از جدایی چنان نالهای نخواهم کرد که در شبهای دوریام داشتم.
چو یوسف به یعقوب خواهد رسید
سرورست در بیت احزان ما
هوش مصنوعی: وقتی یوسف به پدرش یعقوب خواهد رسید، شادی او در خانه ما مانند سرور و خوشحالی است.
زسر سیف فرغان بیا گوی کن
چو پا درنهادی بمیدان ما
هوش مصنوعی: از نیکویی و شجاعت فرغانز در میدان نبرد بگو، چون به میدان قدم گذاشتی.