برگردان به زبان ساده
ای بت پسته دهن وقت تو چون نامت خوش
عیش تلخ من ازآن چشم چو بادامت خوش
هوش مصنوعی: ای زیبا، وقتی نامت را میبرم، لذت خوشیهای من تلخ میشود، اما چشمانت مرا به یاد بادام میاندازد که شیرینیاش مرا خوشحال میکند.
بگل روی خود ایام مرا خوش کردی
باد چون موسم گل جمله ایامت خوش
هوش مصنوعی: ای گل، روی زیبای تو ایام من را خوش و شیرین کرده است. چون که زمان گلها فرارسیده، همه روزهای تو خوش و دلانگیز است.
می کنم ناله زعشق تو چو بلبل که مرا
همچو اندام گل آمد گل اندامت خوش
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو به اندازهی بلبل ناله میزنم، زیرا وجود تو برای من به زیبایی اندام یک گل است.
با رهی گربکنی سرکشی و نازت خوب
در سماع ار بروی جنبش وآرامت خوش
هوش مصنوعی: اگر تو با یک آرامش و ناز به تماشای شادی و حرکات موزون بپردازی، لذت بیشتری خواهی برد.
دوش بخت من شوریده درآمد از خواب
مژده یی داد بمن راست چوپیغامت خوش
هوش مصنوعی: دیشب بخت من از خواب بیدار شد و خبر خوشی به من داد، درست مانند پیغام خوبی که به من رساندی.
کز می عشق اگر چند دهانت تلخ است
عاقبت همچو لب خویش کند کامت خوش
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است به خاطر نوشیدن شراب عشق، دهانت تلخ شده باشد، اما در نهایت کام تو همچون لبانت شیرین خواهد شد.
گرچه در عشق بسی رنج کشیدی زآغاز
رو که چون قصه یوسف شود انجامت خوش
هوش مصنوعی: اگرچه در عشق زحمتها و سختیهای زیادی کشیدهای، اما به جلو برو و امیدوار باش؛ چرا که مانند داستان یوسف، سرانجام کار تو نیز خوش خواهد شد.
بود باید زبرای شب وصلش امروز
با غم هجر وی ای خواجه بناکامت خوش
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که برای شب وصال محبوب، امروز باید با درد جدایی او کنار بیاییم. ای آقای من، بر تو خسته نباشی و آرزوی خوشحالی دارم.
ای زانعام تو خلقی شده بی اندیشه
چند باشیم باندیشه انعامت خوش
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر تو انسانها بیتفکر و اندیشه شدهاند، چندان مگو که ما با فکر و اندیشهی نعمتهایت شاد و خوشحالیم.
سیف فرغانی از ذکر تو ایام مرا
می کند همچو دل خویش بدشنامت خوش
هوش مصنوعی: سیف فرغانی میگوید که یاد تو باعث میشود روزهای من مانند دل خودم بدشگون و ناخوشایند شود، اما با این حال به تو فحش میدهم و از تو شکایت میکنم.