برگردان به زبان ساده
دلا این یک سخن از من نگه دار
که جان از بندگی تن نگه دار
هوش مصنوعی: ای دل، این یک حرف من را همیشه در خاطر داشته باش: که جانت را از وابستگی به جسمت حفظ کن.
وصیت میکنم سر دل خویش
اگر جان توام از من نگه دار
هوش مصنوعی: از عمق دل خود به تو میگویم که اگر جانم به تو وابسته است، حفظم کن.
تو شاهی، ملک، عشق و نفس، دشمن
چنان ملک از چنین دشمن نگه دار
هوش مصنوعی: شما در مقام سلطنت و عشق قرار دارید، پس همچون یک پادشاه باید از خود و عشقتان در برابر دشمنان محافظت کنید.
زنانند این همه مردان بی عشق
تو مردی چشم خویش از زن نگه دار
هوش مصنوعی: این همه مردان به خاطر عشق تو، مانند زنان رفتار میکنند. پس خودت را از نگاه کردن به دیگران حفظ کن.
اگر دنیا هزاران ماه دارند
تو از مهتاب او روزن نگه دار
هوش مصنوعی: اگر دنیا هزاران ماه هم داشته باشد، تو به نور و زیبایی مهتاب او توجه کن و به آن نگاه کن.
زر خشکش گل تر دامنان است
ز تر و خشک او دامن نگه دار
هوش مصنوعی: گلی که رویش به طراوت و زندگی است، در دامن خشکی وجود دارد. بنابراین، از ترکیب این دو باید مراقبت کرد.
وگر روغن شود در جوی آبش
چراغ از دود این گلخن نگه دار
هوش مصنوعی: وقتی روغن در جوی آب بریزد، باید از دود این آتشگاه مراقبت کنیم تا چراغ خاموش نشود.
جهان را گلخنی پر دود دیدم
تو چشم از دود این گلخن نگه دار
هوش مصنوعی: در این دنیا، دنیایی پر از مشکلات و غمها را میبینم، تو هم مراقب باش که در میان این فضا، نگاهت را از تنهایی و سیاهی بر ندار.
کلاه دولتش شمشیر سرهاست
تو از شمشیر او گردن نگه دار
هوش مصنوعی: کلاه سلطنتش به مثابه شمشیری است که بر سرها سایه میاندازد، پس تو باید از آن شمشیر دوری کنی و سر خود را پایین نگه داری.
دل درویش گنج گوهر آمد
اگر دستت دهد مشکن نگه دار
هوش مصنوعی: اگر دل یک انسان ساده و بیآلایش، مانند یک گنج با ارزش باشد، وقتی که فردی با دست خود آن را به تو میدهد، نباید آن را بشکنی و باید آن را با احترام نگهداری.
نگویم سیف فرغانی مگو هیچ
زبان خویش در گفتن نگه دار
هوش مصنوعی: نمیگویم که چه کسی سیف فرغانی است، اما هرگز زبان خود را در گفتن چیزهایی که من نمیتوانم بگویم، نگهدار.