برگردان به زبان ساده
ازرخت در نظرم باغ وگلستان آید
وز لبت در دهنم چشمه حیوان آید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد هنگامی که به تو نگاه میکنم، به یاد باغها و گلها میافتم و وقتی لبهایت را میبینم، حس میکنم که گویا چشمهای از زندگی و نشاط در دهنم جاری میشود.
روی خوب تو گر اسلام کند بروی عرض
همچو دین بت شکند کفر ومسلمان آید
هوش مصنوعی: اگر چهرهی زیبای تو در دین اسلام ظاهر شود، همچون اینکه در برابر آن، به مذهب بتپرستی شکسته شود، در آن صورت کفر و مسلمان به یکدیگر نزدیک خواهند شد.
گر رخ خویش بعشاق نمایی یک شب
در مه روی تو ای دوست چه نقصان آید
هوش مصنوعی: اگر یک شب چهرهات را به عاشقان نشان دهی، ای دوست، چه مشکلی پیش میآید؟
آفتابی چوتو با خویشتن آرد بر من
روز وصلت چو شب هجر بپایان آید
هوش مصنوعی: وقتی تو همچون آفتاب با وجود خودت به سراغ من بیایی، روزی که به هم میپیوندیم، مانند شبی خواهد بود که از دوری به پایان میرسد.
برسر کوی تو بسیار چو من می گردند
مگس آنجا که شکر دید فراوان آید
هوش مصنوعی: در اطراف محل تو، افرادی مانند من زیاد هستند که به دنبال تو میگردند. همانطور که مگسها به مکانهایی که شکر را زیاد میبینند، جذب میشوند.
گوی میدان تماشاش زنخدان تو بس
گر دلی در خم آن زلف چو چوگان آید
هوش مصنوعی: هرگاه زیبایی تو در میدان دیده شود، دلها به خاطر زلفهای پیچیدهات به وجد میآیند و مانند توپ چوگان به سمت تو میآیند.
کامش از دادن جان تلخ نگردد هرگز
لب شیرین تو آن را که بدندان آید
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد جان خود را فدای دیگری کند، هرگز طعم تلخی را تجربه نخواهد کرد. زیرا لذت و شیرینی محبت و فداکاری بر هر تلخی غلبه میکند.
با نسیم سر زلف تو بتأثیر یکیست
بوی پیراهن یوسف که بکنعان آید
هوش مصنوعی: نسیم موهای تو به قدری زیبا و دلانگیز است که تأثیری مشابه بوی پیراهن یوسف دارد، که وقتی به کنعان میرسد، همه را مجذوب خود میکند.
مرگ را حکم روان نیست برآن کس کو را
بهر بیماری دل درد تو درمان آید
هوش مصنوعی: مرگ برای کسی که درمانی برای درد دلش پیدا کند، حکم و فرمانی ندارد.
بی غم عشق تو دایم منم از طاعتها
همچو عاصی که گنه کرد وپشیمان آید
هوش مصنوعی: من همیشه در غم عشق تو هستم و از عبادتها دلزدهام، مثل کسی که گناه کرده و حالا پشیمان است.
بر زر وسیم زنم سکه دولت چو مرا
خطبه شعر بنام چوتو سلطان آید
هوش مصنوعی: من بر طلا و نقره سکههای موفقیت میزنم، چون وقتی شعرم را میخوانند، نامم مانند سلطان بر زبانها میافتد.
سخن آورده عشقست نه پرورده طبع
همه دانند که این گوهر از آن کان آید
هوش مصنوعی: عشق خود را به زبان آورده و نه اینکه از روی طبیعت بیان شده باشد. همه میدانند که این گوهر گرانبها از آن معدن خاص به دست میآید.
سیف فرغانی پیوسته سخن شیرین گو
تا پسندیده آن خسرو خوبان آید
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به طور مداوم و با لحن ملایم سخن میگوید تا اینکه خواستهی آن پادشاه زیباپسند برآورده شود.